نکات درسی کتاب زیست شناسی و آزمایشگاه 1- سال دوم علوم تجربی  به تفکیک فصل ها

گردآوری و تنظیم :  دبیر زیست شناسی - جزائری

قسمت اول

فصل 1 تا 4

دانلود فایل PDF کل فصل ها

نكات فصل اول كتاب زيست شناسي و آزمايشگاه 1 1-   توانايي تنيدن تار در عنكبوت ارثي است ( DNA ) و جنس آن از پروتئين است  و از غددي در زير سطح شكمي توليد مي شود . تار عنكبوت داراي بخش هاي تار و مهره است و تا 4 برابر توانايي افزايش طول و كشساني دارد . در قسمت مهره،  تار پيچ و تاب مي خورد و نيز در اين قسمت ماده‌ي چسبناك وجود دارد . 2-      گوناگوني DNA و پروتئين زمينه ساز گوناگوني جانداران است . 3-      همه ي مواد آلي كربن دارند ؛ ظرفيت اتم كربن 4 است ؛ ظرفيت اتم هيدروژن 1 ؛ ظرفيت اتم اكسيژن 2 و ظرفيت اتم نيتروژن 3 4-      ظرفيت يعني تعداد پيوند كووالانسي كه يك اتم مي تواند با اتم هاي ديگر برقرار كند . 5-    موادي كه در ساختار خود فقط داراي اتم هاي كربن و هيدروژن باشند ، هيدرو كربن ناميده مي شوند .ساده ترين هيدروكربن ها متان ( CH4 ) است . 6-      به زنجيره ي كربني در مواد آلي اسكلت كربني گفته مي شود ؛ اين اسكلت مي تواند خطي  يا انشعاب دار باشد . 7-   به مولكول هايي كه بسيار بزرگ باشند درشت مولكول گفته مي شود . مولكول هاي زيستي از نوع درشت مولكول هستند . اين مولكول ها ازاتصال تعداد زيادي واحد هاي كم و بيش يكساني به نام مونومر تشكيل شده اند . بنابر اين به آنها پلي مر گفته مي شود . 8-   درشت مولكول هاي زيستي عبارتند از هيدرات هاي كربن ( قند ها ) و پروتئين ها و اسيد هاي نوكلئيك ؛ ليپيد ها (چربي ها ) نسبت به سه گروه قبلي زياد درشت نيستند ولي با اين همه جزء مولكول هاي تقريباً درشت زيستي دسته بندي مي شوند . 9-   مونومر هيدرات هاي كربن مولكول هاي تك قندي ، مونومر پروتئين ها اسيد هاي آمينه ، مونومر اسيد هاي نوكلئيك نوكلئوتيد و مونومر ليپيد ها اسيد‌هاي چرب هستند . 10-  نوكلئوتيد ها ( در DNA و RNA ) كلاً 5 نوع هستند كه شامل A,T,C,G,U مي باشد ؛ اسيد هاي آمينه در كل 20 نوع هستند . 11-  از اتصال مونومر ها كه زياد متنوع نيستند ، درشت مولكول هايي به وجود مي آيند كه بسيار متنوع و متفاوت هستند . 12-  براي اتصال مونومر ها به يكديگر واكنشي به نام سنتز آبدهي رخ مي دهد كه در آن آب توليد مي شود و انرژي مصرف مي شود 13-  براي جدا شدن مونومر ها از هم واكنش هيدروليز انجام مي شود كه واكنشي انرژي زا است و در آن آب مصرف مي شود . 14-  قند ها سه دسته اند 1- مونو ساكاريد ها ( تك قندي ها ) 2 – دي ساكاريد ها ( دو قندي ها ) 3- پلي ساكاريد ها ( چند قندي ها ) 15-  تك قندي ها خود بر اساس تعداد كربن دسته بندي مي شوند كه مهمترين دسته هاي آنها هگزوز ها ( 6 كربنه ها ) و پنتوز ها ( 5 كربنه ها ) هستند 16-  مهمترين پنتوز ها ، ريبوز و دئوكسي ريبوز است كه ريبوز در ساختمان RNA  و دئوكسي ريبوز كه نسبت به ريبوز يك اتم اكسيژن كمتر دارد در ساختمان DNA به كار مي روند . نيز ريبوز در ساختمان ATP  كه مولكول ناقل انرژي است شركت دارد .بنابراين اين قند ها نقش ساختماني دارند 17- مهمترين هگزوز ها 1- گلوكز 2- فروكتوز و 3- گالاكتوز هستند .كه همگي نقش انرژي زايي دارند .گلوكز و فروكتوز در ميوه هاي شيرين و گالاكتوز در شير يافت مي شوند . 18-  مهمترين دو قندي ها عبارتند از 1- ساكارز 2- لاكتوز 3- مالتوز كه  ساكارز = گلوكز + فروكتوز  و  لاكتوز= گلوكز+گالاكتوز  و  مالتوز = گلوكز + گلوكز 19- ساكارز همان قند و شكر معمولي است ،  لاكتوز قند موجود در شير است و مالتوز قندي است كه در جوانه‌ي جو يافت مي شود. نقش هر سه آنها در بدن ما انرژي زايي است . 20- مهمترين پلي ساكاريد ها عبارتند از 1- نشاسته 2- گليكوژن و 3- سلولز كه مونومر هر سه آنها گلوكز است ولي نحوه اتصال و آرايش مونومر ها در آنها متفاوت است. 21- نشاسته مولكولي بسيار درشت و با شاخه هاي جانبي است ؛ قند ذخيره اي گياهان است و عمده‌ي غذاي ما را تشكيل مي دهد ( نان و برنج و سيب زميني و حبوبات و...) كه در بدن ما نقش انرژي زايي دارد . 22-  گليكوژن شاخه هاي جانبي بيشتري نسبت به نشاسته دارد ، قند ذخيره اي جانوران و قارچ ها است و در بدن ما در ماهيچه ها و كبد وجود دارد 23- سلولز قند ساختماني گياهان است ، مولكولي خطي و بدون شاخه هاي جانبي است ، ما آنزين تجزيه آن را نداريم و در علفخواران هم ميكروب هاي موجود در دستگاه گوارش كار تجزيه آن را انجام مي دهند. پنبه تقريباً سلولز خالص است . 24-  به رشته هاي سلولزي موجود در غذا الياف گفته مي شود . الياف براي كار منظم روده ها ، راحتي كار گوارش و جلوگيري از يبوست مفيد هستند و بايد جزئي از غذاي ما باشند . 25-  ويژگي مشترك همه ليپيد ها  آب گريز بودن آنها است . چربي كه ما نام مي بريم در اصل تري گليسريد ها هستند كه از 3 اسيد چرب + يك مولكول گليسرول تشكيل مي شوند . 26-  ليپيد ها خود 4 دسته اند 1- تري گليسري ها 2- فسفوليپيد ها 3- موم ها 4- استروئيد ها 27-  تري گليسريد ها در بدن ما در بافت ها چربي به عنوان ذخيره انرژي يافت مي شوند . 28- اسيد چرب سير نشده اسيد چربي است كه حداقل يك پيوند دوگانه يا سه گانه در آن وجود دشته باشد . اين اسيد چرب داراي خميدگي در طول خود خواهد بود . 29- تري گليسريد هايي كه اسيد چرب سير نشده داشته باشند به دليل اينكه مولكول ها نمي توانند به خوبي به خم نزديك شده و به هم بچسبند در كل به چربي حالت مايع مي دهند كه به اين نوع چربي ها روغن هم گفته مي شود . چربي هاي گياهي اين حالت را دارا هستند . ولي چربي هاي حيواني از نوع سير شده‌اند و حداكثر هيدروژن ممكن را دارند و بنابر اين جامد هستند . ما با دادن هيدروژن به روغن ها مي توانيم آنها را به صورت جامد در بياوريم . ( جامد هيدروژنه ) 30- فسفوليپيد ها شبيه تري گليسريدها هستند با اين تفاوت كه به جاي يكي از اسيد هاي چرب يك گروه فسفات قرار مي گيرد ، اين گروه فسفات داراي بار الكتريكي است و باعث قطبي شدن مولكول مي شود . اين نوع مولكول ها يك سر آب دوست و يك سر آب گريز دارند . فسفوليپيد ها در ساختمان غشاء سلول ها كاربرد دارند. 31- موم ها به خاطر داشتن زنجيره‌ي اسيد چرب طولاني تر نسبت به بقيه‌ي ليپيد ها آب گريز تر هستند و براي حفاظت وپوشش و عايق بودن مناسب هستند . 32- كلسترول يك نوع استروئيد است كه ساختار چند حلقه‌اي دارد و ساير استروئيد ها در اصل مشتقاتي از كلسترول هستند . استروئيد ها در ساختار غشاء سلول و نيز در ساختمان هورمون هاي استروئيدي نقش دارند . 33- پروئين ها پلي مر هايي هستند كه مونومر آنها اسيد هاي آمينه هستند . پيوند بين اسيد هاي آمينه را پيوند پپتيدي گوئيم و دو اسيد آمينه ي متصل به هم را دي پپتيد گوئيم. 34-  اگر n آمينواسيد داشته باشيم ، به تعداد n-1 پيوند پپتيدي بين آنها مي تواند تشكيل شود . ( اگر مولكول حلقوي باشد n پيوند خواهيم داشت ) 35-  پروتئين ها را از نظر نقش آنها در بدن تقسيم بندي مي كنند ( به 7 دسته ) 36-  پروتئين هاي ساختاري مثل تار عنكبوت – بريشم – مو – ناخن و .... ) 37-  پروتئين هاي انقباضي در ماهيچه هاي ما 38-  پروتئين هاي ذخيره اي مثل آلبومين در سفيده ي تخم مرغ و گلوتن در كندم و كازئين در شير 39-  پروتئين هاي دفاعي كه همان پادتن ها و گاماگلوبولين ها هستند 40-  پروتئين هاي انتقال دهنده مثل هموگلوبين خون كه بخش گلوبين آن پروتئيني است و بخش هم آن آهن است . 41-  پروتئين هاي نشانه اي مثل هورمون ها 42-  پروتئين هاي آنزيمي كه مهمترين پروتئين ها هستند مثل آنزيم ها گوارشي . 43-  آنزيم ها انرژي اوليه‌ي واكنش را كم كرده و باعث افزايش سرعت واكنش مي شوند و خود در پايان بدون تغيير باقي مي مانند . 44-  پراكسيد هيدروژن از محصولات جانبي جگراست ، اين ماده بسيار سمي است و سريعاً توسط آنزيمي به نام كاتالاز به آب و اكسيژن تجزيه مي‌شود . 45-  آنزيم ها دو دسته‌اند 1- برون سلولي ها مثل آنزيم هاي گوارشي و 2- درون سلولي ها مثل كاتالاز 46-  آنزيم هاي درون سلولي مي توانند فعاليت يكديگر را تنظيم كنند . 47- آنزيم ها پنج ويژگي دارند 1- بيشتر آنها پروتئيني هستند 2- عمل اختصاصي دارند  3 – از هر كدام آنها بارها استفاده مي شود 4- به تغييرات دمايي حساسند  5- به تغييرات PH (اسيدي و قليايي ) محيط حساسند 48-  بسياري از آنزيم هاي بدن ما در محيط خنثي فعاليت مناسب را دارند . 49- آنزيم شكل سه بعدي ويژه‌اي دارد ، دربخشي از آن مولكول واكنش دهنده (پيش ماده ) مي تواند متصل شود كه به آن جايگاه فعال گوئيم . جايگاه فعال كاملا مكمل مولكول پيش ماده است .(دليل عمل اختصاصي آنزيم ها )  ماده اي كه بعد از انجام واكنش از آنزيم جدا مي شود فرآورده يا محصول ناميده مي شود . 50-  هر عاملي كه احتمال برخورد آنزيم و پيش ماده را زياد كند ، سرعت عمل آنزيم را زياد مي كند مثل افزايش دما يا افزايش غلظت پيش ماده ها 51-  بعضي ويتامين ها و مواد معدني ، اتصال پيش ماده و آنزيم را تسهيل مي كنند . 52-  بعضي سم ها مثل سيانيد و آرسنيك يا حشره كش ها  جايگاه فعال آنزيم را اشغال و از اتصال پيش ماده به آنزيم جلوگيري مي كنند . 53-  آنزيم ها را مي توان از سلول استخراج و از آنها استفاده كرد . 54-  به آخر اسم هر آنزيم پسوند آز داده مي شود مثل ليپاز كه ليپيد ها را تجزيه مي كند و يا پروتئاز كه پروتئين ها را تجزيه مي كند . 55- موارد استفاده از آنزيم ها  1- در پودر هاي لباسشويي كه ليپاز و پروتئاز به كار مي رود ، اين پودر ها در دماي پائين نيز كار مي كنند ولي براي دست مناسب نيستند چون پروتئين هاي دست را تجزيه مي كنند .2- پروتئاز ها براي نرم كردن گوشت و يا پوست كنده ماهي و يا زدودن موهاي پوست جانوران و يا تجزيه‌ي پروتئين ها موجود در غذاي كودكان خردسال 3- آميلاز ها براي تبديل نشاسته به قند هاي شيرين در تهيه شكلات و شيريني 4- سلولاز براي نرم كردن مواد گياهي و خارج كردن پوسته دانه ها در كشاورزي 5- كاتالاز براي ساختن اسفنج 56- به مجموع واكنش هاي درون سلول متابوليسم گفته مي شود كه خود شامل دو نوع سوختن ( تجزيه ) و ساختن ( تركيب ) ميشود . واكنش هاي سوختن انرژي زا و واكنش هاي ساختن انرژي خواه هستند . 57- واكنش هاي انرژي خواه انرژي لازم را از واكنش هاي انرژي زا تأمين مي كنند . در اين ميان مولكول ناقل انرژي به نام ATP نقش اساسي و مهمي دارد . 58-  ATP  مولكولي كوچك است كه به راحتي انرژي را آزاد و به ADP تبديل مي شود و نيز به راحتي انرژي دريافت و به ATP  تبديل مي شود . 59-  ATP از سه قسمت قند ريبوز و باز آلي آدنين و سه گروه فسفات ساخته شده است . 60- ATP انرژي را در پيوند هاي پر انرژي بين گروه هاي فسفات خود ذخيره دارد كه با شكستن اين پيوند ها (هيدروليز ) انرژي ذخيره شده آزاد مي‌شود 61-  ATP در كل 2 پيوند پر انرژي دارد .   نكات درسي فصل دوم كتاب زيست شناسي و آزمايشگاه 1– سفري به درون سلول 1-      تريكودينا جانداري تك سلولي و آبزي است كه همانند فرفره بر روي بدن لغزنده ي ماهي ها حركت كرده و از باكتري تغذيه مي كند. 2-      مژك هاي اين تك سلولي با زنش هاي خود ، هم باكتري ها را به سمت دهان سلولي خود مي رانند و هم موجب حركت جاندار مي شوند. 3-      در بخش پائيني سلول تركودينا ، خارهاي اتصال دهنده وجود دارند كه اين خارها جاندار را به تكيه گاه خود يعني روي بدن ماهي ، متصل مي‌كنند. 4-      داشتن مژك ، دهان سلولي و خارهاي اتصال دهنده ، تركوديتنا را سلولي بسيار تخصص يافته كرده است. 5-   بعضي از سلول هاي بدن ما مثل سلول هاي پوشاننده لوله‌هاي تنفسي ، همانند تركودينا مژك دارند ؛ همچنين سلول هاي بدن ما همانند تركودينا هسته‌اي محتوي DNA دارند؛ همچنين همه سلول ها از جمله تركودينا غشاي پلاسمايي دارند. 6-      برخي ژن هاي موجود در DNA ي تركودينا شكل و ويژگي هاي ريخت شناختي سلول را تعيين مي كنند و برخي ديگر با تنظيم توليد پروتئين هاي اختصاصي ، شكل و كار سلول را اختصاصي مي كنند. 7-      غشاي پلاسمايي به سلول كمك مي كند تا مواد مورد نياز خود را از محيط اطراف بگيرد و مواد زايد را به محيط دفع كند. 8-      غشاي پلاسمايي سيتوپلاسم را احاطه كرده است. 9-      سيتوپلاسم ماده‌اي نسبتاً روان ( سيال) است كه اندامك هاي مختلفي درآن قرار دارند. 10-  هسته و هر نوع انداممك سيتوپلاسمي وظيفه ي خاصي بر عهده دارند. 11-  هسته براي تنظيم فعاليت هاي سلول تخصص يافته است . 12-  مژك ها موجب حركت سلول يا حركت مايع در اطراف سلول مي شوند. ميكروسكوپ 13-   ذره بين معمولي مي تواند تصوير اشيا را تا حدود 10 برابر بزرگ كند. بزرگنمايي اين نوع ذره بين ها را به صورت 10* نمايش مي دهيم. 14-  براي ديدن اشياء بسيار ريز كه با ذره بين ديده نمي شوند از ميكروسكوپ استفاده مي كنيم. 15-  ميكروسكوپ هاي معمولي در مدارس و جاهاي ديگر از نوع نوري هستند. 16-  واحد اندازه گيري سلول و اجزاي آن ميكرومتر ( ميكرون ) است . هر ميكرومتر يك هزارم ميلي متر است. ( يك ميليونيم متر) 17-  در ميكروسكوپ نوري ، نور مرئي از نمونه عبور مي كند ، از عدسي هاي شيشه‌اي مختلف مي گذرد و به اين ترتيب تصوير بزگ شده اي از نمونه حاصل مي شود. 18-  آنچه را كه با ميكروسكوپ مي خواهيم مطالعه كنيم ، نمونه مي ناميم. 19-  ميروسكوپ نوري مي تواند تصوير نمونه را تا 1000 برابر بزرگ كند (1000* ) 20-  بزرگ كردن تصوير يك جسم را بزرگنمايي مي نامند. 21-  .عكسي كه به وسيله‌ي ميكروسكوپ از نمونه گرفته مي شود را ريزنگار مي نامند. 22-  يكي ديگر از عوامل مهم در ميكروسكوپ قدرت تفكيك آن است. 23-  قدرت تفكيك عبارت است از توانايي يك ابزار نوري در نشان دادن دو جسم به صورت مجزا از يكديگر. 24-  توانايي هر ابزار نوري به قدرت تفكيك آن بستگي دارد. 25- ميكروسكوپ نوري نمي تواند اجسام كوچكتر از 2/0 ميكرومتر يعني در حدود اندازه ي كوچكترين باكتري ، را نشان دهد. ( حد تفكيك =  2/0 ميكرومتر) 26-  با ميكروسكوپ نوري نمي توان ساختار دروني سلول باكتري و اجزاي آن را به وضوح مشاهده كرد. 27-  زيست شناسان با ميكروسكوپ نوري توانستند بعضي از بخش هاي درون سلول ( غير از گروه باكتري ها) را كشف كنند. 28-  با اختراع ميكروسكوپ الكتروني دانش ما درباره ي ساختار سلول به طور چشمگيري افزايش يافته است. 29-  در ميكروسكوپ الكتروني به جاي نور از الكترون استفاده مي شود. 30-  قدرت تفكيك ميكروسكوپ الكتروني بسيار بيشتر از ميكروسكوپ نوري است . ( در حدود 2/0 نانومتر ) هر نانومتر = يك ميلياردم متر. 31-  با ميكروسكوپ الكتروني اندامك هاي سلول و حتي مولكول هاي درشتي مثل DNA و پروتئين ها قابل مشاهده هستند. 32-  زيست شناسان از دو نوع ميكروسكوپ الكتروني بيشتر استفاده مي كنند. 1- ميكروسكوپ الكتروني گذاره 2- ميكروسكوپ الكتروني نگاره. 33-  به كمك ميكروسكوپ الكتروني نگاره ، تصويري سه بعدي از سطح نمونه فراهم مي شود. 34-  به كمك ميكروسكوپ الكتروني گذاره ،  مي توان ساختار دروني سلول را مطالعه كرد. 35-  با وجود ميكروسكوپ هاي الكتروني ، آنها هنوز جايگزين ميكروسكوپ هاي نوري نشده اند؛ چون ميكروسكوپ هاي نوري ارزان تر هستند و كار با آنها بسيار ساده تر است و همچنين با ميكروسكوپ نوري مي توان سلول زنده را بررسي كرد ولي با ميكروسكوپ الكتروني خير. سلول و اندازه ي آن  36-  كوچكترني سلول ها باكتري هايي هستند كه اندازه‌ي آنها بين 1 mµ تا 10 mµ است. 37-  درازترين سلول ها ، بعضي سلول هاي ماهيچه اي و عصبي هستند. 38-  اندازه ي كوچكترين سلول هاي گياهي و جانوري در حدو mµ 10 است. و اندازه ي بزرگترني آنها mµ100 است. 39-  اندازه و شكل هر سلول به كار آن سلول بستگي دارد. 40-  تخمك پرندگان حجيم است چون مقدار زيادي مواد غذايي را براي رشد جنيني ، در خود جاي داده است. 41-  سلول هاي ماهيچه اي درازند در نتيجه مي توانند قسمت هاي مختلف بدن را به يكديگر نزديك كنند. 42-  سلول هاي عصبي نيز دراز شده اند تا پيام عصبي را به سرعت ازيك نقطه ي بدن به نقطه اي ديگر منتقل كنند. 43-  كوچك بودن سلول هم فوايد زيادي دارد ، مثلا گلبول هاي قرمز خون با قطر mµ 8 مي توانند از درون باريك ترين رگهاي بدن عبور كنند. 44-  اندازه‌ي سلول نمي تواند از حدي بزرگتر و يا از حدي كوچكتر باشد. 45- كوچكترين اندازه‌ي سلول بايد به قدري باشد كه بتواند به مقدار كافي DNA ، پروتئين و اندامك هاي لازم براي زيستن و توليد مثل كردن را در خود جاي دهد. 46-  عامل محدود كننده اندازه سلول ، نسبت سطح به حجم است. 47-  سطح سلول بايد به اندازه اي باشد كه بتواند به مقدار كافي مواد غذايي از محيط بگيردو مواد زايد را به محيط دفع كند. 48-  سلول هاي بزرگ سطح وسيع دارند اما نسبت سطح به حجم آنها در مقايسه با سلول هاي كوچكتر هم شكل خود ، پائين تر است. 49-  در مواردي كه سلول خيلي بزرگ باشد ، سطح آن نمي تواند احتياجات حجم را برآورده كند. 50- وقتي سلول هاي زنده بر روي كره‌ي زمين به وجود آمدند ، فقط آنهايي زنده ماندند و توليد مثل كردند كه سطح كافي براي تأمين احتياجات حجم خود را داشتند. 51- شكل هايي از سلول پديد آمده‌اند كه بر محدوديت اندازه چيره شده‌اند مثل سلول هايي كه باريك و دراز شده اند ( سلول ماهيچه‌اي يا عصبي)يا سلول هايي كه پهن شده‌اند اين سلول ها نسبت به حالت كروي ( هم حجم خود) سطح بيشتري دارند. انواع سلول ها 52-  در طول عمر زمين دو نوع سلول ، با ساختارهاي متفاوت به وجود آمده‌اند 1- سلول هاي پروكاريوتي     2- سلول هاي يوكاريوتي 53-  سلول هاي پروكاريوتي عبارتند از باكتري ها و سيانوباكتري ها ( جلبك هاي سبز - آبي )  و ساير انواع سلول ها جزء يوكاريوت ها هستند. 54-  سلول هاي پروكاريوت ساختار ساده اي دارند ، بسيار كوچك هستند و هسته ي مشخص و سازمان يافته اي ندارند . 55-  براي ديدن ساختار دقيق سلول ها ، بايد از ميكروسكوپ الكتروني استفاده كرد. 56-  اندازه‌ي بيشتر سلول هاي پروكاريوتي بين mµ 2  تا mµ 8 است. 57-  در پروكاريوت ها ،  DNA و پروتئين هاي همراه آن در ناحيه‌ي هسته مانندي به نام ناحيه‌ي نوكلئوتيدي قرار گرفته‌اند. 58-  از آنجا كه هيچ غشايي ناحيه‌ي نوكلئوتيدي را احاطه نمي كند ، DNA  و پروتئيه هاي آن در تماس مستقيم با محتويات سلول هستند. 59-  ريبوزوم تنها اندامك سلول پروكاريوتي است كه كار آن پروتئين سازي است. 60-  DNA با واسطه هايي ، نوع پروتئين را تعيين و ازاين راه ، فعاليت هاي سلول را كنترل مي كند. 61-  باكتري داراي غشايي است كه سيتوپلاسم باكتري را در بر مي گيرد. 62-  باكتري داراي ديواره سلولي است كه اطراف غشا را در بر مي گيرد. كار ديواره شكل دادن به سلول و محافظت ازسلول است. 63-  در بعضي از باكتري ها ، ديواره‌ي سلولي به وسيله‌ي پوشش چسبناكي به نام كپسول احاطه شده است. 64-  كپسول از باكتري محافظت مي كند و نيز به چسبيدن باكتري به سطوح مختلف كمك مي كند. 65-  بعضي از باكتري ها برآمدگي هايي برروي سطح خود دارند كه اگر اين برآمدگي ها ي مو مانند كوتاه باشند ، پيلي ( مفرد آن پيلوس) نام دارند. 66-  پيلي هم مانند كپسول با چسبيدن باكتري به سطوح مختلف كمك مي كند. 67-  اگر برآمدگي هاي سطح باكتري بلند باشند به آنها تاژك گفته مي شود. تاژك با حركت خود ، باكتري را در محيط مايع پيرامون به جلو مي راند. 68-  آشكارترين تفاوت سلول پروكاريوتي و يوكاريوتي در اين است كه سلول يوكاريوتي ، اندامك هاي گوناگوني در سيتوپلاسم خود دارد. 69-  بيشتر اندامك هاي سلول هاي پروكاريوتي داراي غشا هستند، به همين خاطر به اين اندامك ها اندامك هاي غشا دار مي گويند. 70-  اندامك هاي غشادار عبارتند از هسته ، شبكه ي آندوپلاسمي، جسم گلژي ، ميتوكندري ، ليزوزوم، پراكسي زوم ، كلروپلاست ، واكوئل . 71-  در سلول زنده بيشتر اندامك ها بي رنگند . 72- بسياري از واكنش هاي شيميايي ( متابوليسم سلولي) در فضاي درون اندامك ها ي غشادار صورت مي گيرد.اين فضاها از مواد سيال و روان پر شده است. 73- در فضاي درون هر اندامك وضعيت خاصي كه براي انجام واكنش هاي شيميايي ويژه مورد نياز است ، ايجاد و حفظ مي شود.اين وضعيت در اندامك هاي گوناگون  متفاوت است. 74- با وجود اندامك هاي غشا دار فرآيندهاي متفاوت متابوليسمي كه به وضعيت هاي متفاوتي نيازدارند مي توانند به طور همزمان در يك سلول به انجام برسند ، چون هر يك از آنها در اندامك جداگانه اي به وقوع مي پيوندند. 75- فايده ي دوم غشاهاي درون سلولي اين است كه اين غشاها مجموع مساحت غشاهاي سلول را به مقدار قابل توجهي افزايش مي دهند و چون بسياري از فرآيندهاي متابوليسمي بر روي سطح غشاها صورت مي گيرد در كل توان كاري سلول بالا مي رود. 76-  اندامك هايي مثل سانتريول ، تاژك و مژك در سلول هاي گياهي وجود ندارند ( بجز در سلول هاي جنسي گياهان ابتدايي مثل خزه و سرخس) 77-  اندامك هايي مثل پلاست ها و واكوئل درشت و نيز ساختار ديواره كه در سلول گياهي وجود دارد در سلول جانوري يافت نمي شود. 78-  سانتريول يك اندامك بدون غشا است كه در سازمان دهي ميكروتوبول ها ، تشكيل دوك تقسيم و تشكيل تاژك و مژك نقش دارد. 79-  تاژك سلول هاي پروكاريوتي از نظر ساختار و عمل با تاژك سلول يوكاريوتي متفاوت است. 80-  ديواره‌ي سلول هاي گياهي كه از جنس سلولز است از نظر شيميايي با ديواره‌ي سلول هاي باكتري متفاوت هستند. 81- واكوئل مركزي  كيسه‌اي از جنس غشا است كه در سلول هاي گياهي در آن آب و مواد شيميايي گوناگون ذخيره مي شود. همچنين آنزيم هايي دارد كه گوارش سلولي را به انجام مي رساند در ضمن با جذب آب و منبسط شدن به بزرگ شدن سلول كمك مي كند. 82-  بعضي اندامك هاي سلول هاي يوكاريوتي غشا ندارند كه عبارتند از : سانتريول و اسكلت سلولي و ريبوزوم ها 83-  سانترويول ها و اسكلت سلولي همگي از لوله هاي پروتئيني به نام ريزلوله ( ميكروتوبول ) ورشته هاي پروتئيني به نام ريز رشته ساخته شده اند. 84-  بعضي از ريبورزوم ها درون مايع سيتوپلاسمي قرار دارند و بعضي ديگر به بخش هايي از شبكه ي آندوپلاسمي و غشاي خارجي هسته چسبيده‌‌اند. ديواره‌ي اسكلتي 85- ديواره ي سلول هاي باكتري ها و قارچ ها يكپارچه و بدون منفذ و سوراخ است؛ چون آنها تك سلولي اند و نيازي به رابطه با سلول هاي پيراموني ندارند. 86-  ديواره ي سلولي گياهان داراي ضخامتي 10 تا 100 برابر غشاء پلاسمايي است. 87-  ديواره‌ي سلولي گياهان عمدتاً از جنس رشته‌هاي سلولزي نازك است كه در سيماني از جنس ساير پلي ساكاريد ها و پروتئين قرار گرفته اند. 88-  ديواره‌ي سلولي گياهان چندلايه‌اي است ( در حالت كامل 5 لايه ) 89-  يكي ازلايه ها كه بين سلول هاي مجاور مشترك است ، تيغه ي مياني نام دارد. تيغه‌ي مياني سلول هاي مجاور را به هم مي چسباند. 90- روي تيغه ي مياني لايه‌اي به نام ديواره‌ي نخستين قرار گرفته است . ( چون در دو طرف تيغه ي مياني است در نتيجه خود دو لايه محسوب مي شود ) 91-  در بعضي سلول ها به ويژه سلول هاي مسن ، روي ديواره ي نخستين ، ديواره‌ي ديگري به نام ديواره ي دومين رسوب مي كند. 92-  ديواره ي سلول هاي گياهي اگر چه ضخيم است ، اما منافذي دارد كه از طريق آن ارتباط بين سلول هاي مجاور برقرار مي شود. 93-  ماده ي زنده اي كه درون منافذ ارتباطي را پر مي كند ، پلاسمودسم نام دارد. 94-  آب ، مواد غذايي و پيام هاي شيميايي از جمله موادي هستند كه از طريق پلاسمودسم ها به سلول هاي مجاور منتقل مي شوند. 95-  ديواره‌ي سلولي در برخي مناطق نازكتر مي شود ، اين مناطق نازكتر لان ناميده مي شوند. 96-  لان دو سلول مجاور در كنار هم هستند و پلاسمودسم ها هم در همين محل لان ها به وجود مي آيند. غشاي سلول 97- غشاي سلول مواد درون سلول را از محيط اطراف جدا مي كند(مانند ديواره‌ي يك ظرف) در عين حال نسبت به بعضي از مواد نفوذ پذير است.(بر خلاف ديواره ي ظرف كه كاملاً نفوذ ناپذير است.) 98- غشاي سلول نسبت به مواد تراوايي نسبي دارد. ( نيمه تراوا است) يعني به بعضي مواد اجازه ي ورود يا خروج مي دهد و به بعضي ديگر اين اجازه را نمي‌دهد. 99-  بيشترين تعداد مولكول هاي غشا مولكول هاي فسفو ليپيد هستند. 100-    مولكول هاي فسفوليپيد داراي دو بخش هستند كه يكي از آنها آب دوست و بخش ديگر آب گريز است. 101-  مولكول هاي فسفوليپيد غشا به صورت دو لايه‌اي به گونه اي قرار مي گيرند كه طرف آب دوست آنها رو به بيرون و طرف آب گريز آنها به سمت داخل دو لايه غشا باشد. 102-    غشا دو لايه به صورت سدي در مقابل آب و مواد محلول در آن عمل مي كند. 103-    غشا نسبت به آب كاملاً نفوذ ناپذير نيست ، بلكه مولكول هاي آب به خاطر كوچك بودن مي توانند به مقدار اندكي از غشا عبور كنند. 104-    مولكول هاي ليپيدي به راحتي مي توانند از غشا عبور مي كنند. (به خاطر هم جنس بودن و راحتي حل شدن) 105-    بخش زيادي از غشا را مولكول هاي پروتئيني تشكيل مي دهند. 106-  بعضي از اين مولكول ها به ويژه آنهايي كه در سطح غشا قرار گرفته اند مولكول هاي پذيرنده نام دارند. يعني به مولكول هاي ديگر متصل مي شوند و از اين راه به برقراري اتصال فيزيكي ميان مولكول ها و سلول ها كمك مي كنند. 107-  پروتئين هايي كه در سراسر عرض غشا قرار دارند كانال ها يا منافذي را براي عبور مواد در غشا ايجاد مي كنند.مولكول ها از يك سمت اين پروتئين ها وارد و از سمت ديگر خارج مي شوند.(پروتئين هاي كانالي) 108-    كانال هاي پروتئيني تخصصي عمل مي كنند، يعني فقط به يك نوع مولكول خاص اجازه‌ي عبور مي دهند. 109-    مولكول هاي كوچك مانند آب نيز مي توانند از اين كانال هاي پروتئيني عبور كنند. 110-     بعضي از پروتئين هاي كانالي هميشه باز هستند و بعضي ديگر فقط در هنگام عبور مواد باز مي شوند. 111-    بعضي از پروتئين هاي غشا ناقل هستند. اين پروتئين ها با صرف انرژي ماده اي را از خود عبور مي دهند. (مانند عبور دادن يون هايي مثل سديم ) 112-    در نتيجه مي توان گفت كه غشاها براي تنظيم وضعيت درون سلولي اهميت فراواني دارند. سازمان درون سلولي 113-    ريبوزوم ها اجزاي بسيار ريز سلول هستند. 114-    ريبوزوم ها درون سيتوپلاسم و حتي درون اندامك هايي مانند ميتوكندري و كلروپلاست يافت مي شوند. 115-    كار ريبوزوم ها مشاركت در پروتئين سازي است. 116-    هر ريبوزوم از دو بخش نامساوي تشكيل شده است. 117-    ساختار هر دو بخش ريبوزم از پروتئين و انواع ويژه اي ازRNA كه به آن rRNA يا RNA هاي ريبوزومي گفته مي شود ، تشكيل شده است. 118-    ريبوزوم هاي سلول هاي پروكاريوتي ساختاري ساده تر و اندازه‌ي كوچكتري نسبت به ريبوزوم هاي يوكاريوت ها دارند. 119-    ريبوزوم هاي پروكاريوتي ساختاري شبيه به ريبوزوم هاي درون ميتوكندري ها و كلروپلاست ها دارند. 120-  ريبوزوم هاي سيتوپلاسم يا چسبيده به برخي از بخش هاي سلولي هستند و يا اينكه به صورت آزاد در ماده ي زمينه ي سيتوپلاسم ( سيتوسل) قرار دارند. هسته 121-    بيشترين ماده ي ژنتيك سلو لهاي يوكاريوتي در ساختار هسته جاي دارد. 122-    اغلب سلول هاي يوكاريوتي 1 هسته و بعضي دو يا چند هسته دارند. 123-    هسته مركز تنظيم ژنتيك سلول يوكاريوتي است. 124-    DNAي موجود در هسته فعاليت هاي سلول را رهبري مي كند. 125-    هسته را پوششي دو لايه اي و منفذ دار احاطه كرده است. 126-    تبادل مواد بين هسته و سيتوپلاسم از طريق منافذ پوشش آن صورت مي گيرد. 127-    درو ن هسته از مايعي به نام شيره‌ي هسته پر شده است. 128-    در شيره‌‌ي هسته DNA و پروتئين هاي متصل به آن ، هستك يا هستك ها و پروتئين هاي تشكيل دهنده‌ي اسكلت هسته‌اي قرار دارند. 129-    پروتئين هاي اسكلت هسته اي به صورت شبكه اي در هم بافته در هسته قرار دارند و موجب پايداري شكل هسته و پايداري پوشش هسته مي شوند. 130-    درون هسته يك يا چند توده ي متراكم ديده مي شود كه از رشته ها و دانه‌هايي تشكيل شده است. اين توده‌هاي متراكم هستك نام داند. 131-    هستك جاي بخشي از DNA و پروتئين هاي متصل به آن و RNA و پروتئين است. 132-    هستك محلي است كه ريبوزوم ها در آن ساخته مي شوند. دستگاه غشايي دروني 133-  گروهي از اندامك هاي يوكاريوتي از غشاهاي مرتبط با هم تشكيل شده‌اند كه بعضي از آنها به طور فيزيكي به هم پيوسته‌اند ، اما بعضي ديگر از هم جدا هستند. 134-    در مجموع اين غشاها ، شبكه اي درون سيتوپلاسم تشكيل مي دهند كه زيست شناسان آن را دستگاه غشايي دروني مي نامند. 135-    اندامك هاي دستگاه غشايي دروني در ساخت ، ذخيره و ترشح مولكول هاي مهم زيستي با يكديگر همكاري مي كنند. شبكه ي آندوپلاسمي 136-    شبكه ي آندوپلاسمي آن قسمت از دستگاه غشايي دروني است كه از غشاهاي به هم پيوسته تشكيل شده است. 137-    واژه‌ي آندوپلاسم از زبان يوناني به معني درون سلول گرفته شده است. 138-    دو نوع شبكه ي آندوپلاسمي وجود دارد. 1- شبكه ي آندوپلاسمي زبر    2- شبكه ي آندوپلاسمي صاف 139-    اين دو نوع شبكه ي آندوپلاسمي از نظر ساختار و عمل با هم تفاوت دارند اما غشاي سازنده ي آنها به هم پيوسته است. 140-    شبكه ي آندوپلاسمي به غشاي خارجي پوشش هسته پيوسته است. 141-    شبكه ي آندوپلاسمي فضاي درون سلول را به دو قسمت يعني فضاي درون خود و فضاي بيروني خود تقسيم مي كند. 142-    تقسيم كردن فضاي درون سلول به قسمت هاي مختلف كار اصلي دستگاه غشايي دروني است. شبكه ي آندوپلاسمي زبر 143-    شبكه ي آندوپلاسمي زبر از آن جهت به اين نام خوانده مي شود كه در ريزنگارهاي ميكروسكوپ الكتروني ، روي آن دانه‌هايي ديده مي شود. 144-    اين دانه ها همان ريبوزوم ها هستند. 145-    شبكه ي آندوپلاسمي زبر از مجموع كيسه هاي پهني ساخته شده است كه به يكديگر متصل هستند. 146-    شبكه ي آندوپلاسمي دو كار مهم بر عهده دارد؛ 1- غشا سازي               2- ساخت پروتئين 147-  بعضي از پروتئين ها كه به وسيله‌ي ريبوزوم ها ساخته مي شوند و همچنين فسفو ليپيد هايي كه توسط آنزيم ها شبكه ي آندوپلاسمي ساخته مي شوند ، درون غشاي شبكه ي آندوپلاسمي قرار مي گيرند .در نتيجه غشاي شبكه‌ي آندوپلاسمي وسيعتر و گسترده‌تر مي شود تا اينكه قسمتي ازآن به ديگر اندامك ها فرستاده مي شود.(غشا سازي) 148-    نمونه‌ي پروتئين هاي ترشحي كه توسط شبكه ي آندوپلاسمي ساخته مي شوند ، پادتن است. 149-    پادتن ها مولكول هاي دفاعي بدن هستند كه توسط گلبول هاي سفيد خون ساخته و ترشح مي شوند. 150-    هر مولكول پادتن از چند رشته‌ي پلي پپتيدي ساخته شده است. 151-  ريبوزوم هاي شبكه‌ي آندوپلاسمي زبر اين پلي پپتيد ها‌ي مولكول پادتن را مي سازند و اين پلي پپتيدها در درون شبكه ي آندوپلاسمي كنار هم قرا مي گيرند و به اين ترتيب پادتن كامل و فعال حاصل مي شود. 152-    مراحل توليد پادتن عبارتند از : a.        پلي پپتيد ساخته شده به درون شبكه ي اندوپلاسمي وارد مي شود. b.       زنجيره‌ي كوچكي از قند به پلي پپتيد اضافه مي شود. ( تشكيل گليكوپروتئين) c.        شبكه ي آندوپلاسمي گليكوپروتئين را در كيسه‌هاي ريزي به نام وزيكول (كيسه چه ) انتقالي قرار مي دهد و بسته بندي مي كند. d.       اين كيسه چه ها از شبكه ي آندوپلاسمي به بيرون جوانه مي زنند و س     س به دستگاه گلژي منتقل مي شوند. شبكه ي آندوپلاسمي صاف 153-    شبكه ي آندوپلاسمي صاف ، شبكه ي به هم پيوسته اي از لوله ها و كيسه ها ي غشا دار بدون ريبوزوم است. 154-    درون  شبكه ي آندوپلاسمي صاف آنزيم هاي متعددي جاي گرفته اند.اين آنزيم ها كارهاي اصلي شبكه ي آندوپلاسمي صاف را انجام مي دهند. 155-    يكي از مهمترين كارهاي شبكه ي آندوپلاسمي صاف ساختن موادي مانند اسيد هاي چرب ، فسفو ليپيد و استروئيدها است. 156-    هر يك از انواع ليپيد ها نام برده شده توسط نوع خاصي سلول توليد مي شوند. 157-  در سلول هاي جگر ما شبكه ي آندوپلاسمي صاف گسترده اي وجود دارد كه در آن 1- آنزيم هاي خاصي قرار دارند كه به تنظيم مقدار قندي كه از سلول هاي جگر به جريان خون وارد مي شوند كمك مي كنند.  2- همچنين آنزيم هاي ديگري وجود دارد كه دارو ها و مواد شيميايي مضر را تجزيه مي كنند. كه به اين كار سلول هاي جگر سم زدايي گويند. 158-    يكي ديگر از كارهاي شبكه ي آندوپلاسمي صاف ذخيره‌ي يون كلسيم در سلول هاي ماهيچه اي است. 159-    يون كلسيم براي انقباض ماهيچه ها در بافت ماهيچه اي لازم است. 160-   وقتي پيام عصبي به سلول هاي ماهيچه اي مي رسد يون كلسيم از شبكه ي آندوپلاسمي صاف نشت مي كند و به درون سيتوپلاسم وارد شده ، موجب انقباض مي شود. جسم گلژي 161-    به پاس پژوهش هاي كاميلو گلژي ، زيست شناس و پزشك ايتاليايي به اين نام خوانده مي شود. 162-    گلژي با استفاده از ميكروسكوپ نوري و نيز روش هاي رنگ آميزي سلول و اجزاي آن جسم گلژي را كشف كرد. 163-    اين اندامك از كيسه‌هاي پهني كه بر روي هم قرار گرفته اند ، تشكيل شده است. 164-    جنس كيسه هاي گلژي از غشا است. 165-    كيسه هاي گلژي بر خلاف شبكه ي آندوپلاسمي به هم پيوسته نيستند. 166-    تعدا اجسام گلژي در هر سلول از چند عدد تا چند صد عدد است. 167-    تعداد اجسام گلژي به ميزان فعاليت سلول در ترشح پروتئين و مواد ترشحي ديگر بستگي دارد. 168-  مولكول هايي كه توسط شبكه ي اندوپلاسمي توليد مي شوند به وسيله‌ي كيسه چه هاي انتقالي به دستگاه گلژي وارد مي شوند و در آنجا اين مولكول ها نشانه گذاري مي شوند و بر حسب نشانه اي كه دارند به نقاط مختلف سلول فرستاده مي شوند. ليزوزوم 169-    ليزوزوم ها جزء دستگاه غشايي دروني هستند. 170-    شبكه ي آندوپلاسمي زبر و جسم گلژي ، ليزوزوم ها را توليد مي كنند. 171-    ليزوزوم كيسه‌اي است غشا دار كه داراي آنزيم هاي تجزيه كننده است. 172-  غشاي ليزوزوم ها ، در واقع پيرامون قسمتي را فرا گرفته است كه آنزيم هاي گوارشي در آن ذخيره هستند و به اين ترتيب ديگر قسمت هاي سلول از گزند آنزيم هاي گوارشي در امان مي مانند. 173-    بدون ليزوزوم ها هيچ سلولي نمي تواند آنزيم هاي گوارشي را در درون خود داشته باشد. 174-    ليزوزوم ها با پيوستن به واكوئل هاي غذايي ، آنزيم هاي گوارشي را به درون واكوئل تخليه و محتواي درون واكوئل را تجزيه مي كنند. 175-    مولكول هاي كوچك حاصل از اين تجزيه مانند اسيد هاي آمينه ليزوزوم ها را ترك و به مصرف سلول مي رسند. 176-    يكي ديگر از كرهاي ليزوزوم شركت در بلع و گوارش اندامك هاي پير و يا آسيب ديده است. 177-    از اجزاي حاصل از تجزيه اندامك هاي پير و آسب ديده ، اندامك هاي جديدي بازسازي مي شوند . 178-  ليزوزوم ها در نمو جنيني نقش حياتي دارند؛ مثلاً آنزيم هاي ليزوزومي ، بافت هايي را كه در زمان جنيني بين انگشتان دست و پا قرار دارند نابود مي كنند و انگشتان را از يكديگر جدا مي كنند . واكوئل ها 179-    همانند ليزوزوم ها كيسه هايي از جنس غشا هستند كه به دستگاه غشايي دروني تعلق دارند. 180-    واكوئل هاي گوارشي و ليزوزوم ها با يكديگر براي گوارش همكاري دارند. 181-    واكوئل بسيار درشت سلول هاي گياهي ، واكوئل مركزي نام دارد كه معادل يك ليزوزوم بزرگ است. 182-    واكوئل مركزي با جذب آب به بزرگ شدن سلول گياهي كمك مي كند. 183-    واكوئل مركزي در گلبرگ گياهان ممكن است رنگيزه هايي داشته باشد كه سبب جذب حشرات به هنگام گرده افشاني شوند. 184-  واكوئل هاي مركزي در بعضي از گياهان حاوي مواد سمي هستند كه به اين ترتيب گياه در برابر جانوران گياهخوار و بعضي از آفات گياهي از خود دفاع مي كند. 185-    نوع خاصي از واكوئل به نام واكوئل ضربن دار در پارامسي كه آغازي مژكدار تك سلولي آب شيرين است وجود دارد. 186-    واكوئل ضربان دار ، آب اضافي را در سلول جمع كرده و سپس به بيرون مي راند. 187-  دفع آب اضافه براي آغازيان آب شيرين بسيار ضروري است چون آب دائماً وارد سلول مي شود و اگر سلول راهي براي دفع آب اضافي نداشته باشد ، آنقدر حجيم مي شود كه سرانجام مي تركد. 188-    در واقع واكوئل ضربان دار براي حفظ تعادل محيط دروني سلول ، حياتي است. 189-    در دستگاه غشايي دروني ، پيوستگي ساختاري مستقيمي بين پوشش هسته ، شبكه ي آندوپلاسمي زبر و شبكه ي آندوپلاسمي صاف برقرا است. 190-  مثلاً وزيكول هاي انتقالي در شبكه ي آندوپلاسمي ساخته مي شوند ، سپس به جسم گلژي وارد مي شوند و سرانجام به ليزوزوم و يا واكوئل تبديل مي‌شوند. كلروپلاست 191-    انجام فتوسنتز را بر عهده داردو در گياهان و بعضي از آغازيان مانند جلبك ها يافت مي شود. 192-    فتوسنتز فرآيندي است كه در طي آن انرژي نور خورشيد جذب و به انرژي شيميايي نهفته در قند تبديل مي شود. 193-    بخشي از قند هاي توليد شده در فتوسنتز براي تهيه مواد غذايي ديگر به كار مي روند. 194-    كلروپلاست نيروگاه خورشيدي است كه بسيار موفق تر از هر چيزي عمل مي كند كه تا كنون توسط قدرت ابتكار و نبوغ آدمي ساخته شده است. 195-    غشاها ، فضاي داخل كلروپلاست را به سه قسمت تقسيم مي كنند و ساختار كلروپلاست را با كاري كه انجام مي دهد متناسب كرده‌اند. 196-  اين قسمت ها عبارتند از : 1- فضاي باريكي بين غشاي بيروني و غشاي دروني كلروپلاست.     2- فضايي كه توسط غساي دروني محصور شده است.      3-فضاي درون لوله ها و قرص هاي غشادار توخالي . 197-    قرص هاي غشادار توخالي به صورت چند تايي روي هم قرار مي گيرند كه هر دسته را گرانوم مي ناميم. 198-    گرانوم ها مكان هايي هستند كه درآنجا انرژي نور خورشيدي به دام مي افتد. 199-    درون فضايي را كه غشاي داخلي محصور ركده است را ماده‌اي سيال به نام استروما پر مي كند. 200-  علاوه بر كلروپلاست در سلول هاي گياهان ممكن است انواع ديگري از پلاست ها ديده شوند كه در آنها مواد متفاوتي مانند شاسته ، ذرات رنگي ، پروتئين‌ها و ليپيد ها ذخيره مي شوند. ميتوكندري 201-    اندامكي است كه انرژي شيميايي را از شكلي به شكل ديگر در مي آورد. 202-    اين اندامك اناجم تنفس سلولي را بر عهده دارد. 203-  تنفس سلولي فرآيندي است كه در طي آن انرژي شيميايي غذاها مانند قند ها به انرژي شيميايي مولكول سوختي سلول ها يعني ATP تبديل مي شود. 204-    ميتوكندري داراي دو غشا است ، اما فضاي درون آن فقط از دو قسمت تشكيل شده است. 205-    اين دو فضا در ميتوكندري عبارتند از 1- فضاي بين دو غشاي دروني و بيروني   2- فضايي كه توسط غشاي دروني محصور شده است. 206-    فضاي دروني ميتوكندري را ماده اي سيال به نام ماتريكس پر كرده است. 207-    بسياري از واكنش هاي شيميايي مربوط به تنفس ، درون ماتريكس ميتوكندري رخ مي دهند. 208-    غشاي دروني ميتوكندري بسيار چين خورده استكه هر چين خوردگي يك تيغه به نام كريستا را به وجود مي آورد. 209-    آنزيم هايي كه ساخته شدن ATP را بر عهده دارند درون اين غشاي چين خورده و نيز بر سطح آن قرار گرفته‌اند. 210-    كريستاها موجب افزايش سطح غشاي دروني ميتوكندري و در نتيجه‌ي آن باعث بالا رفتن توانايي ميتوكندري در توليد ATP مي شوند. چگونه مواد به سلول وارد و يا از آن خارج مي شوند؟ 211-    بسياري مواد از طريق انتشار به سلول وارد و يا از آن خارج مي شوند. 212-    انتشار يعني حركت ذرات ماده از جاي پرتراكم به سوي محل كم تراكم. 213-    عامل انتشار اختلاف غلظت درات ماده بين دو نقطه از محيط است. 214-  حركت خالص مولكول هاي مواد در انتشار را مي توان از تفريق تعداد مولكول هايي كه به سمت محيط غليظ پيش ميروند ، از مولكول هايي كه از اين ناحيه دور مي شوند و به سمت غلظت كمتر مي روند محاسبه كرد. 215-    نتيجه ي نهايي انتشار ، يكسان شدن غلظت آن ماده در همه‌ي نقاطي است كه آن ماده وجود دارد. 216-    اكسيژن از طريق انتشار وارد سلول مي شود و كربن دي اكسيد ( CO2) از طريق انتشار از سلول خارج مي شود. 217-  بعضي مولكول ها نمي توانند به راحتي از غشا در جهت شيب غلظت حركت كنند . اين مواد به كمك كانال هاي پروتئيني از عرض غشا عبور مي كنند. 218-    عبور مولكول هاي مواد از عرض غشا با كمك كانال هاي پروتئيني در جهت شيب غلظت را انتشار تسهيل شده مي نامند. 219-    انتشار يك فرآيند كاملاً فيزيكي است و از انرژي زيستي استفاده نمي كند. 220-    افزايش گرماي محيط به خاطر زياد كردن جنبش و برخورد مولكول ها باعث افرايش سرعت انتشار مي شود. 221-    عبور مواد از عرض غشا با صرف انرژي توسط مولكول هاي ناقل بر خلاف شيب غلظت ، انتقال فعال نام دارد. 222-    ريشه‌اي گياهان بعضي مواد را با انتقال فعال جذب مي كنند. 223-    آندوسيتوز فرآيندي است كه سلول ، مولكول ها و ذرات درشت را به صورت كيسه جذب مي كند. 224-    آندوسيتوز واژه‌اي يوناني و به معناي ورود به سلول است. 225-    موجود تك سلولي مانند آميب با روش آندوسيتوز تغذيه مي كند. 226-    اگزوسيتوز فرآيندي عكس آندوسيتوز است كه ذرات درشت توسط كيسه چه به غشا متصل و به خارج فرستاده مي شوند. 227-    اسمز 228-    آب از طريق نوع خاصي انتشار به نام اسمز به سلول وارد و يا از آن خارج مي شود. 229-    براي ايجاد خاصيت اسمز پرده يا غشا بايد خاصيت نفوذپذيري انتخابي داشته باشد. 230-    پرده‌اي از جنس كاغذ سلوفان مي تواند خاصيت نفوذپذيري انتخابي داشته باشد. 231-    نيروي كشش محيط غليظ نسبت به آب فشار اسمزي نام دارد. 232-    انتشار آب از عرض يك غشاي نيمه تراوا ( داراي نفوذپذيري انتخابي ) اسمز نام دارد. 233-    اسمز جايي روي مي دهد كه دو محلول با غلظت متفاوت آب ، به وسيله‌ي يك غشاي نيمه تراوا از يكديگر جدا شده باشند. 234-    اگر يك گلبول قرمز در آب مقطر قرا بگيرد به خاطر اسمز ، آنقدر آب وارد آن مي شود كه سلول مي تركد. 235-    براي جلوگيري از تركيدن گلبول قرمز ، خون و مايعات بدن ما غلظتي مشابه غلظت درون سلول گلبول قرمز دارند. 236-  اگر يك سلول گياهي را در آب مقطر قرار دهيم ، آب وارد واكوئل مركزي مي شود و سلول باد مي كند ولي به خاطر داشتن ديواره نمي تركدكه به اين حالت تورژسانس ( آماس ) گفته مي شود. 237-    تورژسانش در گياهان خشكي بسيار اهميت دارد چون باعث مي شود گياه استوار بماند در غير اينصورت گياه پژمرده خواهد شد. 238-    پديده ي پژمردگي گياهان به خاطر كمبود فشار اسمزي داخل آنها ، پلاسموليز ناميده مي شود. 239-    گياهان علفي كه چوب زيادي ندارند براي استوار ماندن به تورژسانس وابسته هستند. و در صورت پژمردگي اين گياهان علفي خم خواهند شد.   نكات درسي فصل سوم كتاب زيست شناسي و آزمايشگاه 1 1-      تك سلولي ها فقط از يك سلول ساخته شده اند و كارهاي زيستي آنها درون همان يك سلول انجام مي شود. 2-      آميب آب شيرين ، جانداري تك سلولي است كه هيچ اتصال زيستي با محيط اطراف ندارد. 3-      در پيكر جانداران پر سولي ، سلول ها با همديگر داراي اتصال زيستي هستند. 4-      به جانداراني كه پيكر آنها از چندين سلول كم و بيش همانند و متصل به هم ساخته شده است ، كلني مي گويند. 5-      ولوكس و اسپيروژير دو جلبك سبز هستند كه كلني تشكيل مي دهند. 6-   ولوكس جاندار ساكن آب شيرين است و پيكر آن به شكل يك كره‌ي توخالي است كه از يك لايه ي سلولي متشكل از هزاران سلول تشكيل شده است. 7-      سلو هاي ولوكس كلروفيل دارند و هر يك داراي دو تاژك هستند. 8-      در كلني ولوكس تاژك ها به سمت بيرون از پيكر جاندار قرار دارند. 9-      كلني ولوكس در هنگام حركت در آب مي چرخد. 10-  در كلني ولوكس سلول هاي درشتي در درون كلني ولوكس ، تقسيم مي شوند و از تقسيم آنها كره هاي جديد سلولي به وجود مي آيد. 11- هر كلني جديد از هزاران سلول بسيار كوچك تشكيل شده است ، اين كره‌ي نوزاد با هم هضم چند سلول مادر از كلني اصلي خارج و زندگي مستقل خود را آغاز مي كند. 12-  اين نوع توليد مثل را مي توان ساده‌ترين نوع زايش در جانداران دانست. 13-  فرآيندي كه در طي آن سلول هاي جاندار براي انجام وظايف خاصي ، شكل و ساختار مخصوصي پيدا مي كنند ، تمايز نام دارد. 14-  تمايز باعث تشكيل بافت هاي مختلف مي شود. 15-  مجموعه‌ي سلول هاي كنار يكديگر كه هماهنگ با هم وظيفه خاصي را انجام مي دهند ، بافت نام دارند. 16-  تغيير شكل و ساختار سلول براي انجام وظيفه‌ي خاص را اختصاصي شدن مي نامند. 17-  در مهره داران 4 نوع بافت اصلي وجود دارد 1- بافت پوششي 2- بافت پيوندي 3- بافت ماهيچه اي 4- بافت عصبي بافت پوششي 18-  بافت پوششي يكي از ساده‌ترين بافت هاي جانوري است. 19-  بافت پوششي ، سطح بدن و نيز سطح مجراها و حفره هاي بدن را مي پوشاند . 20-  سلول هاي پوششي به يكديگر نزديك اند و بين آنها فضاي بين سلولي اندكي وجود دارد. 21-  در زير بافت پوششي بخشي به نام غشاء پايه وجود دارد كه بافت پوششي را به بخش هاي زيرين متصل نگه مي دارد. 22-  غشاي پايه شبكه‌اي از پروتئين هاي رشته اي و پلي ساكاريد چسبناك است. 23-  بافت پوششي را در دو گروه 1- بافت پوششي يك لايه (ساده) 2- بافت پوششي چند لايه (مركب ) مي توان قرار داد. 24-  سلول پوششي مي تواند به سه شكل 1- سنگفرشي 2- مكعبي 3- استوانه‌اي باشد . 25-  بافت پوششي سنگفرشي ساده را در جدار مويرگها و همچنين در جدار كيسه هاي هوايي شش ها و حالت مركب آن را در پوست و جدار مري  مي توان ديد. 26-  بافت پوششي مكعبي ساده را در لوله هاي نفرون در كليه ها مي توان ديد. 27-  بافت پوششي استوانه‌اي ساده را در سطح دروني روده مي توان ديد. 28-  ساختار هر نوع بافت پوششي با وظيفه‌ي آن بافت متناسب است. 29-  بافت پوششي مري از نوع سنگفرشي چند لايه است و دائما در حال تقسيم است تا سلول هاي كنده شده را جبران كند. 30-  بافت پوششي سنگفرشي تك لايه براي تبادل مناسب است مثلاً در كيسه هاي هوايي شش ها يا جدار مويرگ ها . 31-  سطح بعضي از سلول هاي پوششي موادي نرم ، چسبنده و لزج ترشح مي كنند. به اين بافت پوششي غشاي موكوزي گويند. 32-  غشاي موكوزي در لوله‌ي گوارش و لوله هاي تنفسي مشاهده مي شود. 33-  اين ماده ي لزج و چسبنده موكوز نام دارد و در لوله هاي تنفسي ذرات گرد و غبار موجود در هوا را جذب مي كند. بافت پيوندي 34-  بين سلول هاي بافت پيوندي بر خلاف سلول هاي بافت پوششي ، فضاي بين سلولي فراوان وجود دارد. 35-  اين فضاي بين سلولي را ماده‌اي زمينه‌اي پر مي كند. 36-  ماده ي زمينه‌اي ممكن است مايع ، ژله مانند (نيمه جامد ) و يا جامد باشد. 37-  در ماده‌ي زمينه‌اي ممكن است شبكه‌اي از رشته‌هاي پروتئيني يافت شود. 38-  بافت پيوندي بافتي است كه فاصله‌ي بين ساير بافت ها را پر مي كند و آنها را به هم مرتبط مي كند. 39-  درانسان 6 نوع بافت پيوندي وجود دارد 1- بافت پيوندي سست 2- بافت پيوندي چربي 3- بافت پيوندي خون 4- بافت پيوندي رشته اي 5- بافت پيوندي غضروف 6- بافت پيوندي استخوان 40-  در بافت پيوندي سست ، سلول ها از هم فاصله‌ي زياد دارند و شبكه‌اي از رشته هاي در هم بافته شده‌ي بين آنها وجود دارند. 41-  بعضي از اين رشته ها ، محكم و طناب مانند از جنس نوعي پروتئين به نام كلاژن هستند. 42-  بافت پيوندي سست در زير پوست است و آن را به ماهيچه هاي زيرين متصل مي كند. 43-  وظيفه‌ي بافت چربي 1- عايق كردن بدن 2- ذخيره‌ي انرژي 3- ضربه گيري  مي باشد. 44-  هر سلول چربي مقداري زيادي ماده ي چربي در خود ذخيره دارد. 45-  ماده ي زمينه‌اي خون مايع است و پلاسما نام دارد. 46-  پلاسما از آب و نمك و پروتئين هاي محلول تشكيل شده است. 47-  سلول هاي خون گلبول هاي سفيد و قرمز و پلاكت ها هستند. 48-  وظيفه‌ي بافت خون ، انتقال مواد و نيز ايمني بخشي به بدن است. 49-  بافت پيوندي رشته‌اي ازرشته هاي به هم فشرده شده ي كش سان ساخته شده است. 50- زردپي ها كه ماهيچه ها را به استخوان متصل مي كنند و رباط ها كه استخوان ها را به يكديگر متصل مي كنند بافت پيوندي رشته اي تشكيل شده‌اند. 51-  غضروف ماده‌ي بين سلولي دارد كه داراي قابليت انعطاف است ( نيمه جامد ) 52-  در ماده‌ي بين سلولي غضروف رشته هاي فراوان كش سان وجود دارد. 53-  غضروف در دو سر استخوان ها در محل مفصل ها و در نوك بيني و لاله‌ي گوش و صفحه‌ي بين دنده‌اي وجود دارد. 54-  استخوان سخت ترين نوع بافت پيوندي است . ( ماده ي زمينه‌اي آن جامد است ) 55-  ماده‌ي بين سلولي استخوان شامل رشته هاي كلاژن و مواد كلسيم دار است. بافت ماهيچه‌اي 56-  وزن بافت ماهيچه اي از وزن ساير بافت هاي بدن بيشتر است. 57-  سه نوع بافت ماهيچه اي در بدن مهره داران وجود دارد 1- بافت ماهيچه اي اسكلتي 2- بافت ماهيچه اي قلبي 3- بافت ماهيچه‌اي صاف 58-  زردپي ها ، بافت ماهيچه اي اسكلتي را به استخوان ها متصل مي كنند. 59-  بافت ماهيچه اي اسكلتي ارادي و در كنترل آگاهانه‌ي ما مي باشد ، بنابراين ماهيچه هاي ارادي نيز ناميده مي شود. 60-  سلول هاي بافت ماهيچه‌اي اسكلتي رشته‌اي هستند و در آنجا بخش هاي تيره و روشن ديده مي شود.( به همين دليل به آن مخطط گفته ميشود) 61-  پس از تولد اين سلول ها ماهيچه‌اي تقسيم نمي شوند ، در نتيجه بزرگتر شدن ماهيچه ها با افزايش حجم آنها صورت مي گيرد. 62-  ماهيچه ي قلبي باعث انقباض قلب مي شود. 63-  ماهيچه ي قلبي نيز مانند ماهيچه هاي اسكلتي خط دار است. 64-  سلول هاي ماهيچه ي قلبي بر خلاف ماهيچه ي اسكلتي ، منشعب هستند. 65-  سلول هاي ماهيچه‌ اي صاف خط دار نيستند و به همين دليل نام آنها صاف هستند. 66-  ماهيچه‌هاي پيرامون لوله هاي گوارشي ، مثانه ، مجاري ادراري ، سرخرگ ها و ساير اندام داخلي از نوع صاف هستند. 67-  ماهيچه هاي صاف تحت كنترل آگاهانه ما نيستند و غير ارادي هستند. 68-  شكل سلول هاي ماهيچه‌ي صاف ، دوكي شكل است. 69-  سلول هاي ماهيچه‌ي صاف به آهستگي منقبض مي شوند و انقباض خود را مدت بيشتري نگه مي دارند. بافت عصبي 70-  بافت عصبي شبكه اي ارتباطي درون بدن تشكيل مي دهد و پيام هاي عصبي را توليد و از بخشي به بخشي ديگر هدايت مي كند. 71-  سلول هاي بافت عصبي نورون نام دارند و كاملاً تخصص يافته‌اند. 72-  هر نورون داراي 3 قسمت 1- جسم سلولي 2- دندريت 3- آكسون   مي باشد 73-  جسم سلولي هسته را در خود جاي داده است. 74-  رشته هايي كه پيام هاي عصبي را به سوي جسم سلولي نورون هدايت مي كنند دندريت نام دارند. 75-  رشته هايي كه پيام هاي عصبي را از جسم سلولي به سمت انتهاي خود هدايت مي كنند آكسون نام دارد. 76-  درون بافت عصبي نوعي ديگر از سلول هاي غير عصبي به نام نوروگليا يا سلول هاي پشتيبان وجود دارند. 77-  سلول هاي پشتيبان به تغذيه نورون ها كمك مي كنند و بعضي ديگر پيرامون آكسون ها و دندريت ها مي پيچند و آنها را عايق بندي مي كنند. سازمان بندي سلول هاي گياهي 78-  در برش هاي ساقه‌ و ريشه‌ي گياهان علفي سه بخش ديده مي شود 1- روپوست 2- پوست 3- استوانه‌ي مركزي 79-  سلول هاي روپوست پوشاننده‌ي سطح هستند و نقش حفاظتي دارند. 80-  آوند هاي گياه كه وظيفه‌ي هدايت مواد مختلف را بر عهده دارند در استوانه‌ي مركزي قرار دارند. 81-  در استوانه‌ي مركزي علاوه بر آوندها ، بافتي به نام مغز وجود دارد. 82-  بافتي كه بين روپوست و استوانه‌ي مركزي را پر مي كند ، پوست نام دارد. رشد گياهان 83-  در گياهان تقسيم سلولي فقط در چند منطقه‌ي خاص به نام مناطق مريستمي صورت مي گيرد. 84-  مهمترين مناطق مريستمي در گياهان جوان و علفي ، مريستم هاي رأسي هستند. 85-  مريستم هاي رأسي در نوك ساقه و شاخه هاي جانبي و نيز در نزديكي نوك ريشه قرار دارند. 86-  ساقه‌ي گياهان علفي و جوان 3 نوع بافت اصلي دارد 1- بافت روپوست (اپيدرم ) 2- بافت زمينه‌اي 3- بافت هادي 87-  روپوست علاوه بر ساقه ، بخش هاي ديگر جوان گياه مانند برگ ، ميوه و بخش هاي گل را مي پوشاند. 88-  سلول هاي روپوستي ماده‌ي كوتيني به نام پوستك (كوتيكول) ترشح مي كنند. 89-  كوتين پلي مري از اسيد هاي چرب بلند است. 90-  پوستك از تبخير آب ، حمله‌ي ميكروب ها و اثر سرما به سلول هاي زيرين خود جلوگيري مي كند. 91-  سلول هاي نگهبان روزنه و كرك ها دو نوع از سلول هاي تمايز يافته‌ي روپوستي هستند. 92-  سلول هاي پوست بين روپوست و بافت هاي آوندي قرار مي گيرد. 93-  پوست چند نوع بافت دارد كه عبارتند از 1- بافت پارانشيمي 2- بافت كلانشيمي 3- بافت اسكلرانشيمي 94- سلول هاي بافت پارانشيمي بزرگ اند ، ديواره‌ي نازك دارند ، معمولا ديواره دوم ندارند و زنده و فعال هستند. 95-  بافت پارانشيمي در فتوسنتز ، ترشح ، ذخيره‌ي مواد غذايي و آب دخالت دارند. 96-  بين سلول هاي پارانشيمي فضاي بين سلولي زيادي وجود دارد. 97-  پارانشيم فتوسنتز كننده ، كلرانشيم نام دارد و در بخش هاي سبز رنگ گياه ديده مي شود. 98- سلول هاي جوان پارانشيمي قدرت تقسيم نيز دارند. 99-  سلول هاي كلانشيمي ديواره‌ي ضخيمي دارند ، قابليت رشد خود را حفظ كرده‌اند ، گاهي كلروپلاست دارند و فتوسنتز مي كنند. 100-    سلول هاي كلانشيمي باعث استحكام و برافراشته ماندن ساقه ها و ساير بخش ها مي شوند. 101-    سلول هاي بافت اسكرانشيمي ديواره‌ي دومين ضخيمي كه در آنها ماده‌ي چوب (ليگنين ) وجود دارد. اين سلول ها بعد از مدتي مي ميرند. 102-    بافت اسكرانشيمي باعث استحكام بخشيدن به گياه مي شوند. 103-    دو نوع سلول اسكرانشيمي در گياهان يافت ميشوند 1- فيبر ها 2- اسكلرئيد ها 104-    فيبر ها سلول هايي دراز و كشيده‌اي هستند كه در ميان بافت هاي ديگر قرار مي گيرند. 105-    اسكلرئيدها سلول هايي كوتاه اما انشعاب دار هستند و بيشتر در پوشش دانه ها و ميوه ها يافت مي شوند. مغز ساقه 106-    مغز بسياري از ساقه هاي علفي از بافت پارانشيمي ساخته شده است. 107-    سلول هاي مغز داراي فضاي بين سلولي فراوان هستند. 108-    سلول هاي مغز معمولاً مواد غذايي ذخيره مي كنند. 109-    بخشي از مغز كه در ميان دسته هاي آوندي قرار مي گيرد ، اشعه‌ي مغزي نام دارد. بافت هادي 110-    گياهان در براي جابجايي آب و مواد محلول در آن 2 نوع بافت هادي دارند 1- آوند چوبي 2- آوند آبكشي 111-    سلول هاي هر دو  نوع آوند پشت سر هم قرار مي گيرند و لوله هاي باريكي به وجود مي آورند. 112-    آوند هاي چوبي كار انتقال آب و مواد معدني (شيره‌ي خام ) را از ريشه به برگها بر عهده دارند. 113-    ديواره‌ي سلولي سلول هاي آوندهاي چوبي ضخيم است و اين سلول ها بعد از مدتي مي ميرند و تبديل به لوله هاي توخالي مي شوند. 114-    آوند هاي چوبي خود دو نوع هستند 1- تراكئيدها 2- عناصر آوندي 115-    تراكئيد ها باريك و دراز هستند و در قسمت انتهايي خود شكل مخروطي پيدا مي كنند. 116-    حركت آب از هر تراكئيد به تراكئيد مجاور از راه لان ها انجام مي گيرد. 117-    گياهان گلدار عناصر آوندي نيز دارند كه گشادتر و كوتاهتر از تراكئيد ها هستند و در پايانه‌ي خود داراي منافذ بزرگي هستند. 118-    آوند هاي آبكشي هدايت شيره‌ي پرورده ( قند و مواد غذايي ديگر كه دربرگها ساخته مي شوند) را در سر تا سر گياه بر عهده دارد. 119-    سلول هاي آوند آبكشي زنده هستند ولي يا اندامك ندارند و يا اندامك هاي آنها تغيير يافته است. 120-    لوله هاي هدايت كننده در آوند آبكشي لوله هاي غربالي نام دارند. 121-    در لوله هاي غربالي منافذي در ديواره‌ي ميان سلول هاي مجاور وجود دارد كه سيتوپلاسم اين سلول ها را با يكديگر مرتبط مي كنند. 122-    در مجاورت لوله هاي غربالي سلول هاي همراه نيز قرار دارند. 123-  سلول هاي همراه داراي اندامك هستند و درآنها سنتز پروتئين و ديگر واكنش هاي متابوليسمي مورد نياز سلول هاي لوله‌ي غربالي انجام مي‌شوند.   نكات درسي فصل چهارم كتاب زيست شناسي و آزمايشگاه 1 وال و تغذيه او 1-      وال ها بزرگترين جانور كره‌ي زمين هستند. 2-   وال گوژپشت بدني 72 تني دارد ، طول بدنش 16 متر است. در هر وعده مي تواند نيم تن غذا را در معده‌ي خود جاي دهد و وزن غذاي روزانه‌ي او به 2 تن مي رسد. 3-      غذاي وال ، ماهي ها ي كوچك و خرچنگ هاي ريز ساكن دريا ها است. 4-   وال به جاي دندان چند رديف اندام شانه مانند در دو طرف آرواره‌ي بالاي خود دارد . او براي غذا خوردن ، نخست دهان و گلوي خود را باز مي كند و مقدار زيادي آب به همراه جانداراني كه در آن شنا مي كنند ، وارد دهان و گلوي خود مي كند. سپس جانور دهان خود را مي بنند ، آب از دهان خرج مي شود ، اما ذرات غذايي در لاي اندام شانه مانند او گير مي كنند. در اين هنگام جانور اين مواد را مي بلعد و وارد معده ي خود مي‌كند. تغذيه و مراحل آن 5-   تغذيه فرآيندي است كه در طي آن جاندار غذا را مي بلعد و سپس گوارش مي دهد و مواد مفيد آن را جذب و مصرف مي كند و مواد زائد آن را دفع مي كند. 6-     تغذيه داراي چهار مرحله است :  1- بلع 2- گوارش 3- جذب 4- دفع مدفوع 7-      بلع يعني فرو بردن غذا از دهان به معده. 8-      گوارش خود دو نوع است الف) گوارش مكانيكي كه يعني خرد كردن ذرات درشت غذا بع تكه هاي كوچك و ب) گوارش شيميايي كه يعني تجزيه‌ي پلي مرها به مونومر هاي سازنده ي آنها 9-   گوارش شيميايي به دو دليل صورت مي گيرد 1- مولكول هاي پلي مر درشت هستند و نمي توانند از غشاي سلول ها به راحتي عبور كنند و وارد سلول شوند. 2- سلول ها به مونومر ها براي ساختن پلي مرها و تركيبات خود نياز دارند. 10-  جذب يعني ورود مولكول هاي مونومر به سلول هاي پوشاننده‌ي سطح روده و سپس ورود آنها به درون خون. 11-  دفع يعني خروج مواد گوارش نيافته و ترشحات لوله‌ي گوارشي از بدن. تغذيه و گوارش در جانوران مختلف 12-  نوع غذا و روش ها گوارش آن در جانوران مختلف متفاوت است. 13-  تفاوت غذا و روش هاي گوارش به خاطر شرايط محيط زندگي و ساختار بدني است. 14-  جانوران از نظر نوع غذا سه دسته اند 1- علفخواران 2- گوشت خواران 3- همه چيز خواران 15-  توتيا از جلبك هاي آب تغذيه مي كند و علفخوار است. 16-  عنكبوت جانوري گوشت خوار است. 17-  انسان جانوري همه چيز خوار است. 18- هر جاندار براي گوارش مواد غذايي بايد محيطي بيرون از سلول ها داشته باشد تا آنزيم ها ي گوارشي به سلول ها و مولكول هاي زيستي آسيب نرسانند. 19-  جانداران تك سلولي براي گوارش مواد غذايي در درون خود واكوئل هاي خاصي دارند كه محيطي مجزا در درون سلول مي باشد. 20-  آميب و اسفنج گوارش درون سلولي دارند و در اين گوارش ، واكوئل هاي گوارشي درون سلول فعاليت دارند. 21-  كرم كدو دهان و لوله‌ي گوارشي ندارد و از پوست خود مواد غذايي گوارش يافته‌ي درون روده ي ميزبان خود را جذب مي كند. 22-  بسياري از جانداران جايگاه خاصي در خارج از خون و سلول هاي بدن براي گوارش غذاي خود دارند. تغذيه در هيدر 23-  هيدر از كيسه تنان است و كيسه‌ي گوارشي دارند . اين كيسه فقط يك راه ورودي ( دهان سلولي ) و خروجي مشترك دارد. 24-  هيدر مي تواند ذرات غذايي بسيار بزرگتر از سلول خود را ببلعد. 25- هيدر جانداري صياد است و صيد خود را با نيش هاي زهري خود مي كشد،  سپس جانور  با كمك بازوهاي خود شكار را وارد دهان و كيسه‌ي گوارشي خود مي كند. در كيسه‌ي گوارشي ، بعضي سلول هاي پوشاننده كيسه ، آنزيم هاي هيدروليز كننده ترشح مي كنند. بعضي ديگر از سلول ها تاژك هايي دارند كه با حركت دادن آنها ، غذا را با آنزيم هاي گوارشي مخلوط مي كنند. ذرات درشت غذا به اين ترتيب ريز مي شوند. اين ذرات وارد سلول ها ي پوشاننده كيسه  گوارشي مي شوند و بقيه مراحل گوارش به صورت درون سلولي طي مي شود. باقس مانده ي بدن صيد كه گوارش نيافته از راه همان دهان سلولي خارج مي شود. 26-  هيدر در ابتدا داراي گوارش برون سلولي و در ادامه داراي گوارش درون سلولي است. لوله ي گوارشي 27-  بسياري از جانداران لوله‌ي گوارشي دارند كه جهت حركت غذا در آن يك طرفه و از دهان به سمت مخرج است. 28-  لوله‌ي گوارشي براي انجام كارهاي اختصاصي ، شكل و عمل اختصاصي پيدا كرده است.و بخش هاي مختلفي در آن ايجاد شده است. 29-  چينه دان محل نرم شدن و ذخيره‌ي موقتي غذا است 30- معده و سنگدان هم محل ذخيره‌ي موقتي غذا هستند ولي ماهيچه هاي آنها بسيار قوي تر از ماهيچه هاي چينه دان است و غذا را تا حدي خرد و آسياب مي كنند. 31-  روده جايگاه اصلي گوارش و جذب غذا است كه بين معده و مخرج قرار دارد . 32-  كرم خاكي جانوري همه چيز خوار است و خاك سر راه خود را همراه با مواد آلي آن مي بلعد . اين مواد از دهان به مري و از آنجا به چينه دان مي‌روند . سپس در سنگدان غذ به كمك سنگ ريزه هايي كه وارد لوله‌ي گوارشي شده‌اند آسياب مي شود. در روده مواد آلي غذايي گوارش مي‌يابند و مواد قابل جذب آن جذب مي شوند.و سرانجام مواد غذايي گوارش نيافته ، خاك و سنگ ريزه ها از مخرج كرم دفع مي شوند. 33-  ديواره‌ي روده ي كرم خاكي برجسته است . اين برجستگي سطح تماس روده را با غذا افزايش مي دهد و كارايي روده را بيشتر مي كند. 34- ملخ جانوري گياه خوار است. صفحه هاي آرواره مانند اطراف دهان او غذاي گياهي را خرد مي كند. ملخ هم چينه دان و سنگ دان دارد . غذا از سنگ‌دان وارد معده مي شود كه جايگاه گوارش شيمايي غذا است. جذب مواد غذايي در معده‌ي ملخ صورت مي گيرد. نقش روده در ملخ جذب آب و فشرده تر كردن مواد غذايي براي خارج كردن آنها از مخرج است. 35- در پرندگان ، غذا با سرعت بلعيده و از دهان و مري وارد چينه دان مي شود و در آنجا نرم مي شود. سپس غذا وارد معده مي شود. در معده گوارش شيميايي و مكانيكي غذا  آغاز مي شود.بسياري از پرندگان با غذا سنگ ريزه هايي را نيز مي خورند كه در سنگ دان به آسياب كردن غذا كمك مي كنند. گوارش شيميايي غذا در روده تكميل مي شود و مواد غذايي و آب از روده جذب مي شوند و مواد گوارش نيافته از مخرج دفع مي شوند. 36-  بعضي پرندگان مثل گنجشك ، همه چيز خوار هستند و بعضي مثل عقاب گوشتخوار هستند. دستگاه گوارش انسان 37-  دستگاه گوارش انسان شامل لوله‌ي گوارشي و غده هاي گوارشي است. 38- غده هاي گوارشي شامل غدد بزاقي ، پانكراس ، جگر ، غده هاي ديواره‌ي معده و غدد ترشح كننده‌ي موكوز در سراسر لوله‌ي گوارشي و ساير غدد پراكنده مي باشد. 39-  لوله‌ي گوارشي در انسان شامل دهان – حلق – مري – معده – روده ي باريك – روده ي بزرگ و راست روده و مخرج مي باشد. 40-  در برش عرضي ديواره‌ي لوله ي گوارشي از خارج به سمت داخل به ترتيب شامل لايه اي زير است . 1- لايه‌ي پيوندي 2- ماهيچه هاي طولي 3- ماهيچه هاي حلقوي 4- لايه ي زير مخاطي و 5- لايه‌ي مخاطي 41-  لايه ي پيوندي خارجي در حفره‌ي شكمي ، بخشي از پرده ي صفاق يا روده بند را تشكيل مي دهد. 42- روده بند ، اندام هاي موجود در حفره‌ي شكمي را از خارج به هم متصل كرده و نگه مي دارد.. 43-  ماهيچه هاي لوله‌ي گوارشي بجز در ناحيه‌ي دهان،  ابتداي حلق و مخرج كه از نوع ارادي هستند ، بقيه از نوع صاف و غير ارادي هستند. 44-  انقباض ماهيچه ها ، موجب خرد و نرم شدن مواد و حركت آنها به سمت جلو و مخلوط شدن آنها با ترشحات غدد مي شود. 45-  لايه‌ي زير مخاطي ، يك لايه ي پيوندي با رگ هاي خوني فراوان است كه مخاط را از ماهيچه ها جدا مي كند. 46-  مخاط ، از نوع بافت پوششي با آستر پيوندي است كه مواد موكوزي ترشح مي كند. 47- مخاط در قسمت هاي مختلف لوله‌ي گوارشي ، با كار هر قسمت هماهنگ شده است. مثلا در دهان از نوع سنگفرشي چند لايه و در روده و معده از نوع استوانه اي يك لايه است. 48-  در مخاط هم سلول هاي ترشح كننده و هم سلول هاي جذب كننده يافت مي شوند. 49- سطح داخلي لوله ي گوارشي در اكثر نواحي چين هاي ريزي دارد كه سطح تماس مخاط را با مواد غذايي افزايش مي دهند. حركات لوله‌ي گوارشي 50-  حركات لوله‌ي گوارشي به دو صورت 1- موضعي و 2- دودي مي باشد . 51-  حركات دودي با انقباض ماهيچه هاي حلقوي و انتقال حركت به تارهاي ماهيچه اي جلوتر ، مواد را در لوله‌ي گوارشي به جلو مي راند. 52-  اين حركت هاي دودي ، هنگام پايان يافتن گوارش شيميايي در معده به حدي شديد است كه موجب تخليه‌ي معده مي شود. 53-  حركات دودي در روده ي باريك ضعيف است و در هر نوبت فقط 10 تا 15 سانتي متر ، مواد غذايي را به جلو مي راند. 54-  اتساع (باز شدن ) لوله ي گوارشي باعث تحريك اعصاب ديواره‌ي آن و در نتيجه راه اندازي حركات دودي مي شود. 55- حركات موضعي به صورت انقباض هاي جدا از يكديگر ، محتويات روده را به قطعات جدا از يكديگر تقسيم مي كنند . نتيجه‌ي اين نوع حركت ها مخلوط شدن مواد غذايي  و شيره ها در لوله‌ي گوارشي است. 56-   تكرار اين حركات موضعي در ابتداي روده ي باريك بيش از انتهاي آن است و باعث به جلو رانده شدن مواد مي شود. گوارش در دهان 57-  در دهان گوارش شيميايي و مكانيكي آغاز مي شود. 58-  دندان ها در گرفتن لقمه ي غذايي و خرد كردن آن نقش اصلي را دارند( گ.ارش مكانيكي) 59- ماهيچه هايي كه فك پائين را حركت ميدهند ، در هنگام جويدن در بين دو دندان آرواره نيرويي شديد در حد 100 كيلوگرم بر سانتي مترمربع ايجاد مي كنند.   نكات درسي فصل چهارم كتاب زيست شناسي و آزمايشگاه 1- قسمت دوم بزاق كارهاي مختلفي انجام مي دهد. 60-  بزاق مخلوطي از ترشحات سه جفت غده ي  بناگوشي  ، زير آرواره‌اي و زير زباني  و نيز غده هاي كوچك ترشح كننده‌ي موسين است. 61-  ترشحات غده هاي بناگوشي رقيق تر و بيشتر از دو غده ي بزاقي ديگر است و در آن آنزيمي به نام پتيالين وجود دارد. 62-  پتيالين ، گوارش كربوهيدرات ها را در دهان آغاز و نشاسته را به مالتوز تبديل مي كند. 63-  ماده‌ي ديگري به نام موسين ،در بزاق ، پس از جذب آب محلولي چسبناك به نام موكوز به وجود مي آورد. 64-  موكوز باعث به هم چسبيدن ذرات جويده شده و لغزنده و مناسب شدن آنها براي انجام عمل بلع مي شود. 65-  غده هاي ترشح كننده‌ي موسين در سرتاسر طول لوله ي گوارش وجود دارند. 66-  ليزوزيم تركيب ديگري موجود در بزاق است . 67-  ديواره‌ي سلول سلولي باكتري هاي بيماري زاي موجود در غذا و دهان را از بين مي برد و حفره‌ي دهان را ضد عفوني مي كند. 68- ترشح دائمي بزاق ، محيط دهان را پيوسته مرطوب نگه مي دارد ، به احساس چشايي كمك مي كند و حركت زبان و لب ها را در هنگام سخن گفتن راحت مي كند . 69-  ترشح بزاق در هنگام خواب بسيار كاهش مي يابد. بلع ، غذا را از دهان به معده مي رساند. 70-  بلع انتقال لقمه ي غذايي جويده شده از دهان به معده است كه به وسيله‌ي مركز عصبي آن انجام مي شود ( بصل النخاع) 71- در هنگام بلع پس از جويده شدن غذا 1- زبان بالا مي آيد و به كام مي چسبد و به سمت گلو فشار مي آرود و لقمه ي غذا را به گلو مي فرستد 2-گيرنده هاي مكانيكي گلو تحريك شده و انعكاس بلع ايجاد مي شود. 3- در هنگام بلع زبان كوچك به سمت بالا مي رود و دهانه ي راه بيني را مي بندد. 4- حنجره نيز بالا مي آيد و اپي گلوت پائين مي آيد و با رسيدن اين دو به هم راه ناي نيز بسته ميشود.5- در اين حالت غذا وارد مري مي شودكه با حركات دودي خود غذا را به معده مي رساند. 72-  در هنگام بلع مركز بلع با اثر بر مركز تنفس ، باعث قطع موقت تنفس مي شود. 73-  نيروي جاذبه در حركت لقمه ي غذا در مري نقش چنداني ندارد. 74- ماهيچه ي بخش انتهايي مري كارديا نام دارد كه در حالت عادي منقبض است و از ورود محتويات معده به مري جلوگيري مي كند ولي با رسيده لقمه ي غذا و حركات دودي به آن ، ماهيچه هاي آن از انقباض خارج شده و لقمه وارد معده مي شود. معده 75- غذا در معده بر اثر حركات معده و شيره هاي آن ، ريز و نرم و به طور نسبي هضم مي شوند و به صورت ماده اي خمري شكل به نام كيموس در مي آيند. 76-  كيموس به تدريج به دوازدهه ( قسمت ابتدايي روده ي باريك) وارد ميشود. 77-  سطح داخالي معده‌ي خالي چين خورده است كه با پر شدن معده ، اين چين خوردگي ها ناپديد مي شوند. 78-  در انتهاي معده ، ماهيچه اي حلقوي وجود دارد كه دريچه ي پيلور را به وجود مي آرود كه فقط هنگام تحويل كيموس به روده ي باريك باز مي‌شود. 79-  ماهيچه هاي حلقوي (داخلي) و طولي ( خارجي ) معده در نزديكي پيلور قطورتر ازنواحي بالايي معده هستند. 80-  بعد از ورود غذا به معده ، انقباض هاي معده به تدريج شديدتر مي شوند و تعداد آنها بيشتر مي شود. 81-  انقباض هاي معده از زير كارديا شروع و در طول معده به سمت پيلور پيش مي روند. 82- در پايان گوارش معدي ، شدت انقباض هاي معده به حدي مي رسد كه در هر حركت بخشي از كيموس معده به دوازدهه رانده مي شود و بقيه‌ي كيموس به خاطر بسته شدن دريچه ي پيلور دوباره به معده بر مي گردد. 83-  هر چه حجم كيموس و كشيدگي ديواره ي معده بيشتر باشد ، حركات تخليه‌اي معده با شدت بيشتري صورت مي گيرند. 84-  تركيب شيميايي كيموس و حجم كيموس موجود در دوازدهه، مهمترين عوامل مؤثر بر تخليه‌ي معده هستند. 85-  در معده مواد مختلفي ترشح مي شوند. 86-  ترشحات معده عبارتند از : e.    موسين كه سلولهاي ترشح كننده آن در سراسر سطح داخلي معده وجود دارند و لايه‌ي ضخيم و چسبنده و قليايي موكوزي ايجاد مي كنند. اين ماده سطح داخلي معده را لغزنده مي كند و مخاط آن را از اثر شيره ي معده محافظت مي كند. f.        آنزيم هاي معده كه به وسيله ي سلول هاي اصلي (پپتيك) غده هاي ديواره‌ي معده توليد مي شوند كه خود عبارتند از :      i.   چند پروتئاز كه به نام كلي پپسينوژن خوانده ميشوند . پپسينوژن خود پس از تماس با اسيد معده به مولكول هايي كوچكتر به نام پپسين تبديل مي شود كه پپسين هم با اثر بر پپسينوژن ، به اين تبديل كمك مي كند. پپسين پروتئين ها را به مولكول هاي كوچكتر پپتيدي تجزيه مي كند.     ii.   رنين كه در شيره‌ي معده ي نوزادان آدمي و بسياري پستانداران يافت مي شود و پروتئين شير را كه كازئين نام دارد رسوب مب دهد. از رنين به عنوان مايه پنير در پنير سازي استفاده مي شود. g.        اسيد معده كه همان اسيد كلريدريك است ( HCl ) و باعث گوارش غذا ، كشتن ميكروب هاي غذا و تبديل پپسينوژن به پپسين مي شود. h.    فاكتور داخلي معده كه براي حفاظت ويتامين 12B در مقابل اثر اسيد و آنزيم ها و جذب آن در روده لازم است. ويتامين 12B براي زايش طبيعي گلبول هاي قرمز لازم است و كمبود آن باعث كاهش تعداد گلبول هاي قرمز و كم خوني مي شود. i.         گاسترين كه نوعي هورمون است و توسط غده هاي مجاور پيلور به خون ترشح مي شود و محرك ترشح اسيد و آنزيم هاي شيره‌ي معده است. 87- .غده هاي نزديك تر به پيلور ، آنزيم هاي شيره‌ي معده را مي سازند و غده‌هاي بالاتر علاوه بر آنزيم ، اسيد و فاكتور داخلي معده را نيز ترشح مي كنند. استفراغ 88-  استفراغ يك عمل دفاعي است كه هدف آن خالي كردن محتويات معده و بخش هاي بالايي روده ي باريك ازراه دهان است. 89-  تحريك گيرنده هاي ناحيه‌ي گلو و يا معده و روده و بيماري هاي مختلف ممكن است اين انعكاس دفاعي را ايجاد كند. 90- استفراغ با يك دم عميق و بسته شدن حنجره و بالا رفتن زبان كوچك آغاز مي شود و با انقباض ماهيچه هاي شكم و سينه و افزايش فشار وارد بر معده ، محتويات آن را از راه دهان خالي مي كند. روده ي باريك 91-  گوارش شيميايي مواد در روده ي باريك تكميل مي شود. 92- ديواره‌ي روده ي باريك چين خوردگي هاي فراواني دارد كه روي آنها پرزهاي فراوانيديده مي شود و در مجموع سطح تماس روده را با مواد غذايي افزايش مي دهند. 93-  در ديواره‌ي روده ي باريك علاوه بر غدد ترشح كننده‌ي موكوز ، غده هاي ديگري نيز وجود دارند كه مايعي نمكي بدون آنزيم ترشح مي كنند و حركت مواد در روده را آسان مي كنند. 94- همچنين در ديواره‌ي روده‌ي باريك سلول هاي پوششي وجود دارند كه پس از كنده شدن و افتادن به درون روده آنزيم هاي دروني خود را آزاد مي كنند.هورموني به نام سكرتين توسط سلول هاي روده ي باريم به خون ترشح مي شود كه محرك مؤثري براي ترشح بيكربنات شيره‌ي پانكراس است. 95-  در روده ي كوچك پس از تكميل گوارش شيميايي فرآيند جذب مونومر ها و مواد غذايي قابل جذب انجام مي شود. پانكراس ( لوزالمعده ) 96-  بخش برون ريز پانكراس قويترين آنزيم هاي لوله‌ي گوارش را ترشح و به ابتداي دوازدهه وارد مي كنند. 97-  پروتئاز هاي شيره‌ي پانكراس هنگام ورود به دوازدهه غير فعال هستند و پس از ورود به صورت فعال در مي آيند. 98-  بيكربنات سديم موجود در ترشحات پانكراس نيز اثر اسيدي كيموس معده را خنثي و محيط روده را قليايي مي كند. 99-  بيشتر بيكربنات سديم دوباره درروده جذب خواهد شد. 100-    عوامل عصبي و هورموني ترشح شيره‌ي پانكراس را تنظيم مي كنند. جگر و صفرا 101- صفرا يك ماده ي قليليي است كه توسط جگر ساخته ميشود و در كيسه ي صفرا ذخيره مي شود. 102-  صفرا پس از ورود به روده باعث مي شود كه 1- ذرات درشت چربي به صورت ذرات ريز در آب درآيند و يك امولسيون پايدار تشكيل شود تا ليپاز پانكراس بهتر بر چربي ها اثر كند  2- املاح صفرا حركات دودي روده را شدت مي دهند  3- صفرا حالت قليليي دارد و حالت اسيدي كيموس معدي را  تا حدي خنثي مي كند 4- موادي دفعي مثل بيلي روبين و بيلي وردين از طريق صفرا و لوله‌ي گوارشي دفع مي شوند. 103-    تركيب صفرا تشكيل شده است از رنگ ها ، املاح ، كلسترول و نوعي ليپيد به نام لسيتين. 104-    در صفرا دو ماده ي رنگي به نام بيلي روبين و بيلي وردين وجود دارد كه از تجزيه‌ي همگلوبين گويچه هاي قرمز مرده در كبد به وجود مي آيند . 105-    بخشي از موارد رنگي صفرا دوباره جذب خون مي شوند و از راه ادرار دفع مي شوند و رنگ ادرار را باعث مي شوند. 106-    بخشي ديگر از مواد زنگي صفرا بر اثر آنزيم هاي گوارشي تغيير مي كنند و زنگ قهوه اي مدفوع را به وجود مي آورند. 107-    رسوب كلسترول در كيسه ي صفرا يا مجاري خروج آن ، سنگ صفرا را باعث مي شود 108-    ورود رنگ هاي صفرا به خون در اثر بيماري هاي خوني يا كبدي و يا سنگ صفرا موجب بيماري زردي يا يرقان خواهد شد. جذب مواد در روده 109-    فرآيند شيميايي اصلي در گوارش شيميايي و تبديل پلي مرها به مونومر ها ، در دستگاه گوارش ، هيدروليز است. 110-    در پايان گوارش ، كربو هيدرات ها به مونوساكاريد ، پروتئين ها به آمينو اسيد و چربي ها به گليسرول و اسيد چرب تبديل مي شوند. 111-    برخي مواد دارويي از مخاط دهان و معده نيز جذب مي شوند. 112-    چين خوردگي ها ، پرزها و ريز پرزها در روده ي كوچك باعث افزايش سطح جذب مواد غذايي مي شوند. ( حدود 250 متر مربع) 113-    جذب مواد در روده با سه پديده ي انشار ، اسمز و انتقال فعال صورت مي گيرد. 114-    جذب هر يك از انواع تركيبات غذايي به شرح زير است : a.        جذب اغلب قندهاي ساده با انتقال فعال و همراه با جذب سديم و به كمك آن توسط سلول هاي پوششي مخاط روده ، صورت مي گيرد. b.       جذب اسيد هاي آمينه با انتقال فعال صورت مي گيرد و وجود سديم در روده براي جذب آنها لازم است. c.    چربي ها كه پس از گوارش به مونوگليسريد ها و دي گليسريد ها و اسيده اي چرب تبديل شده اند به آساني وارد سلول هاي پوششي مخاط روده مي شوند و در آنجا مجدداً به صورت تري گليسريد در مي آيند و آنگاه وارد مويرگ هاي لنفي مي شوند. d.    ويتامين هاي محلول در چربي ( K , E , D , A ) همراه با ذرات چربي جذب مي شوند. اما ساير ويتامين ها به صورت انتشار وارد خون مي شوند . e.        جذب ويتامين 12B كه مولكول درشتي است ، به كمك يك پروتئين حامل ( فاكتور داخلي معده ) صورت مي گيرد. f.        تركيبات معدني روده از راه انتشار و يا انتقال فعال جذب مي شوند. g.        آب در روده منحصراً توسط پديده ي اسمز جذي مي شود. 115-  آمينو اسيد هايي كه از روده جذب مي شوند از گوارش پروتئين هاي موجود در لوله‌ي گوارشي و سلول هاي مرده و جدا شده‌ي بافت پوششي روده حاصل مي شوند. 116-  علت اينكه چربي ها بر خلاف ساير مواد وارد مويرگ هاي خوني نمي شوند اين است كه سطح خارجي مويرگ ها با لايه‌اي از پلي ساكاريد پوشيده شده كه مانع ورود مولكول هاي چربي به آن مي شود. روده ي بزرگ 117-    روده ي بزرگ درانسان 120 سانتي متر طول و حدود 6 سانتي متر قطر دارد و بخش انتهايي لوله‌‌ي گوارش است. 118-    ابتداي روده ي بزرگ روده ي كور نام دارد و به زايده ي آپانديس ختم مي شود. 119-    روده ي بزرگ شامل سه قسمت تقريباً مستقيم به نام هاي كولون بالا رو ( در سمت راست) ، كولون افقي و كولون پائين رو است. 120-    كولون پائين ر ودر سمت چپ است و به راست روده و ماهيچه‌ي حلقوي داخلي و خارجي مخرج ختم مي شود. 121-    ماهيچه ي حلقوي اول از نوع صاف و غير ارادي و ماهيچه ي حلقوي دوم از نوع مخطط و ارادي است. 122-    موادي كه وارد رودهي بزرگ مي شوند ، شامل آب و املاح ، مقدار كمي مواد غذايي گوارش نيافته مانند سلولز و بقاياي ترشحات غدد گوارشي است. 123-    ديواره‌ي روده‌ي بزرگ آب و املاح را جذب مب كند و باعث غليظ شدن مدفوع مي شود. 124-    باكتري هايي كه در روده ي بزرگ زندگي مي كنند ، برخي مواد مانند سلولز را تجزيه و از گلوكز ايجاد شده براي تغذيه خود استفاده مي كنند . 125-    اين باكتري ها مقدار كمي ويتامين هاي B و K نيز توليد مي كنند كه جذب خون مي شود. 126-    بخشي از گازهاي روده ، مانند هيدروژن ، متان و سولفيد هيدروژن به خاطر عما همين باكتري ها است. 127-    مقدار كمي پتاسيم و موكوز از غده هاي ديواره‌ي روده ي بزرگ ترشح و دفع مي شود. 128-    رودهي بزرگ تحرك زيادي ندارد. سازش دستگاه گوارش علفخواران 129-    تفاوت دستگاه گوارش جانوران براي حداكثر استفاده از غذا و كارايي دستگاه گوارش است. 130-    طول لوله‌ي گوارش تعيين كننده ي نوع غذايي است كه جاندار مي خورد. 131-    طول روده در جانوران گوشت خوار كوتاهتر از ساير جانوران است. 132-    بلندتربودن طول روده فرصت بيشتري به آن مي دهد تا مواد غذايي موجود در مواد گياهي را بيشتر جذب كند. 133-    گوارش مواد گياهي دشوار تر از گوارش گوشت و مواد جانوري است  . 134-  طولاني تر شدن روده سطح تماس پوشش دروني روده را با غذا افزايش مي دهد و مي دانيم كه غلظت مواد غذايي قابل جذب در غذاهاي گياهي كمتر از مواد جانوري است. 135-    نوزاد قورباغه كه آبزي است گياهخوار است ، اما قورباغه ي بالغ گوشتخوار (حشره خوار ) است . نسبت طول روده به طول بدن در نوزاد قورباغه بيسار بيشتر از همين نسبت در قورباغه‌ي بالغ است. 136-    هنگام دگرديسي قورباغه و تبديل نوزاد قورباغه به قورباغه‌ي بالغ ، رشد روده نسبت به ساير بخش هايبدني كند تر است. 137-    پستانداران گياهخوار عموماً رودهي بسيار بلندي دارند. 138-    درلوله‌ي گوارشي بسياري از پستانداران گياهخوار حفره هايي وجود دارد كه باكتري هاي تجزيه كننده سلولز در آنجا ساكن هستند. 139-    در بعضي جانورا ن گياهخوار اين حفره روده‌ي بزرگ يا روده‌ي كور  مي باشد. دستگاه گوارش فيل و اسب از اين نوع مي باشد. 140-  در اين جانوران (فيل و اسب) از آنجا كه گوارش سلولز در روده‌ي باريك انجام نمي شود ، بسياري از مواد غذايي موجود در روده ي آنها به صورت مدفوع دفع مي شود. 141-    نشخوار كنندگان مانند گاو و گوسفند و گوزن و بز ، معده ي چهار قسمتي دارند كه به ترتيب شامل سيرابي ،‌نگاري ، هزارلا و شيردان است. 142-  جانور ابتدا مواد گياهي نيمه جويده شده را مي بلعد . باكتري هاي سيرابي و نگاري مقدار زيادي از سلولز را در اين دو قسمت تجزيه مي كنند. سپس جانور در هنگام استراحت غذاي سيرابي و نگاري را بار ديگر وارد دهان خود مي كند و آن را دوباره مي جود و بار ديگر مي بلعد. غذا اين بار وارد هزارلا مي شود و آب آن جذب ميشود. پس از آن غذا به شيردان وارد ميشود كه در شيردان آنزيم هاي گوارشي جانور ، سبب گوارش شيميايي مواد غذايي مي شوند. در شيردان غذا همراه با باكتري هايي كه با آن وارد شده‌اند گوارش مي يابد و مقدار زيادي از مواد غذايي آماده‌ي آن جذب مي شود. 143-    باكتري ها با سرعت زياد تكثير مي يابند ، بنابراين مقدار آنها تقريباً درلوله‌ي گوارشي ثابت است. دستگاه گوارش نشخوار كنندگان به علت سازگاري بيشتر ، نسبت به ساير علفخواران مثل فيل و اسب كارايي بيشتري دارد.