سلام

 خیلی وقت بود که ذهنم در مورد تفاوت واژه های ” تالیف “ و ” ترجمه “   مشغول بود. آن هم در مورد متون علمی از نوع تجربی ،مخصوصاً علم زیست شناسی  که در وبلاگ (نشریه رشد آموزش زیست شناسی) به قلم  استاد گرامی آقای کرام الدینی به مطلبی برخوردم که به  قسمتی از سوالات ذهنم جواب داده شد؛لازم دیدم آن را در اینجا بیاورم تا شاید مورد استفاده شما نیز قرار گیرد:

« یکی از خوانندگان محترم مجله تذکر داده است که مجله‌ی ما باید بیش‌تر مقاله‌های تألیفی چاپ کند نه ترجمه ای.
ضمن سپاسگزاری از ایشان نظر خودم را می‌نویسم تا موضوعی برای بحث باز شود.
نزد نویسندگان و مترجمان متن‌های علمی و آموزشی مرز روشنی میان ترجمه و تالیف وجود ندارد. کافی است به کتاب های علمی تألیفی نگاهی بیندازیم تا بروشنی مشاهده کنیم که نویسنده‌ی آن در واقع مطالب خود را از منابع داخی یا خارجی گرفته و در کتاب خود آن‌ها را فراسازی یا به گفته‌ی زیست‌شناسان سنتز کرده است. مفهوم واژه‌ی تالیف هم همین است. یعنی پیوند دادن و فراسازی ارتباط مفاهیم به شکلی نوین. در فرهنگ دهخدا هم تعریفی شبیه به همین برای تألیف نوشته شده است. همین ارتباط دادن و فراسازی است که خلاقیت مولف را نشان می‌دهد.
به عبارت دیگر نویسنده‌ی متن علمی یا آموزشی نمی‌تواند مانند قصه‌پرداز از تخیل خود کمک بکیرد و چیزی از داستان‌های دیگران نقل نکند. علم فعالیتی گروهی است و مثلاً نویسنده‌ی یک متن سلول‌شناسی نمی‌تواند و نباید سلول و اجزا و کار آن ها دوباره خود کشف کند. از قضا او مجبور است برای اعتبار بخشی به کار خود منابع یکایک مفاهیمی را که به کار می برد، ذکر کند.
حالا به کتاب‌های مرجع خارجی نگاه کنید. آیا نویسندگان آنان از آثار دیگران استفاده نکرده اند؟ اگر نکرده اند که کارشان نقص دارد!
گاه به شوخی می گوییم که اگر مطالب یک منبع را به فارسی برگردانیم، اسم کارمان را می گذاریم ترجمه، اما اگر در یک نوشته چند منبع را به فارسی ترجمه کنیم، می شود تألیف. به نظر من این شوخی نیست. تعریف تألیف همین است و در همه جای دنیا هم همین طور است.»

نشریه رشد آموزش زیست شناسی